سلوک بانوان و تفاوت آن با سلوک مردان
11بتوانند زندگی کنند خیلی مثل این که امید به یک مقداری شوخی هم میکردیم خیلی مثل این که میخواهی .. برای پنجاه سال بعد از خودت اموال نگه دارد بچه ها و نوهها و نتیجهها و آخر این شدن است این برای خودش یک تحملی دارد، یک صبری دارد یک استعدادی دارد یک مقدار محدود کار کند، بقیه هم خدا دارد بقیه هم خدا دارند حرفها ندارد درست شد.
مسئلهای که میخواستم امروز به آن مسئله بپردازم مسئله صحبت کردن زن است با مرد این مسئله بسیار مسئله مهمیاست، بسیار مسئله مسئله مهمیاست سابق بر این همان فرهنگ اصیل اسلامی و همان فرهنگ حقیقی تشیع که کم و بیش در میان مردم رواج داشت و مردم بر همان سیره ... یاد گرفته بودند صحبت زن و مرد در میان مردم نبود و این یک مسئله خیلی متعارفی بود، وقتی یک مرد میآمد پشت در زن نمیرفت پشت در صحبت کند و بگویند هستند آقا یا نیستند و اگر هم مجبور میشد میگفتند بعضیها ریگ دم دهانشان میگذاشتند تا صدایشان تغییر بدهند، اینها بیخود نبود اینها تحجّر و واپسگرایی نیست رسیدن به واقعیت و رسیدن به مطلب است، این قدر در سرمان خورده و این قدر دیدیم و چشیدیم که مجبوریم الان بیاییم اعتراف کنیم و باید برگردیم به سابق، مسئله مسئله واپسگرایی نیست، فرهنگ غرب آمد با تمام نفوذ خود حقایق را از ما به یغما برد درست، چی برای ما باقی گذاشت یک مشت تخیل و عروسک، آن حقیقت ما و آن ضمیر ما و آن نفس صاف و پاکی که او اگر در بستر صحیح قرار گیرد و میگرفت میتوانست استعدادهای خود را بروز و ظهور بدهد، آمد آنها را کوبید و لگد کرد و از بین برد و مثل آن کلاغی که میخواست تقلید از کبک کند نه کبک شد و نه راه رفتن خودش را هم دیگر توانست ادامه بدهد همین طور لنگ لنگان بین کبک و کلاغ باقی ماند، این کاری بود که غرب کرد.

