پاسخ به سوالات مربوط به مساله تعدد زوجات
9به او است، اما از آنجایی که خب ما در مقام بیان مطالب هستیم و مسائل و افکار و عقاید بزرگان را مطرح میکنیم از این نقطهنظر ما میتوانیم مطلب را یک مقداری بازتر و روشنتر و واضحتر در اختیار دوستان و محبین راه خدا و سالکان راه خدا قرار بدهیم تا این که خود آنچه را که برای خود اختیار میکنند همان را میپسندند اختیار کنند.
سؤال دومی که شده بود این بود که در بعضی از موارد ما نمیتوانیم تشخیص بدهیم که آیا فرض کنید که این مسئله به صلاح ما است یا به صلاح نیست و آیا در این صورت ما خودمان اقدام کنیم و مطلب را مطرح کنیم و چه بسا ممکن است بدون این که انسان توجه داشته باشد شوهر به خاطر بعضی از ملاحظاتی اقدام نکند و این عدم اقدام مضر باشد برای راه او و همینطور برای عبور خود زن این نیز مضرّ باشد و از نقطه نظر سلوکی ضرر داشته باشد؟
این مطلب را در جلسه گذشته به نظرم میرسد یا در دو جلسه قبل عرض کردم، مهم برای انسان این است که بینه و بیناللَه نفس خود را از هر چیز غل و غشّ است آزاد کند و کدورات و زنگار را بین خود و بین خدا بردارد و این کار برای هر شخصی به مقدار توان او از عهده او برمی آید، یعنی هر فرد میتواند به مقدار توان و به مقدار قدرت او، دل خود را پاک کند و دل خود را صاف کند و دل خود را خالص کند و در مقام گول زدن خودش نباشد، در مقام فریب خودش نباشد در مقام پوشاندن حقایق نباشد و بین خود و بین خدا خود را خالص کند که راجع به این مسئله به نظرم میرسد که در همان جلساتی که با دوستان راجع به صدق صحبت میکردیم، راجع به این قضیه هم مدتی در آنجا صحبت کردیم و شاید این مطلب را در آنجا گفتم یا نگفتم که انسان در هر روز دو یا سه نوبت باید خود را تست کند، یعنی در ارتباط با افراد افرادی که به منزلش میآیند، عواملی که و مسائل و مطالباتی که شوهر از او دارد و از او میخواهد که این کار را انجام بده آن کار را انجام نده، ارتباط با این داشته باشد ارتباط با او نداشته باشد، امروز این کار را انجام بده فردا آن کار را انجام نده، میتواند خود را بیازماید و این آزمایش فقط در وقتی که با او خوب و خوش است و گرم است و فرض کنید که در مقام بگو بخند و اینها نباید باشد چون در آنجا مسئله خلط می شود، نه! در آن وقتی که حتی آن بگو و آن خنده واینها را هم ندارد در آن وقتی که چون بنابر تست کردن است نه بنابر سرپوش گذاشتن و از مطلب عبور کردن است، من این مطلب را هم خدمت رفقا و دوستان عرض کردم که بنای ما در این جلسات بر صرف اتلاف وقت نیست که بیاییم یک چند کلمهایبگوییم و یک حکایتی نقل بکنیم و بله اگر آنطور بود خب از عهده ما هم برمیآمد یک چند تا حکایتی یک مجلسی گرم بکنیم و بعد هم حال و نشاطی و بعد هم مسئله تمام بشود و انصراف، نه! بنای ما در این جلسات بر بیان وقایع است یعنی اگر فرض کنید که من مورد

