پاسخ به سوالات مربوط به مساله تعدد زوجات
13همان زیرزمین منزل بیرونی خودشان اسکان دادند و به ایشان گفتند که تا مادامی که برای شما منزلی مهیا نشده است شما از اینجا جای دیگر نباید بروید و در تابستان گرم برای اینکه آنها متوجه نشوند ایشان در اذیت هستند، چون مرحوم آقا تابستانها در همان زیرزمین استراحت می کردند و همان تختشان در همان جا بود کنار همان راه پله و در همان جا استراحت می کردند، تابستان گرم بود و زیرزمین هم با همان پنکه خنک بود و در غیر از این مکان ایشان خوابشان نمیبرد، یعنی اگر در اتاق دیگر بودند ایشان نسبت به گرما هم خیلی خب حساسیت داشتند خوابشان نمی برد و ایشان در آن اتاق بودند، اتاق منزل دیگر بودند آن منزل دیگر هم گرم بود و ایشان خوابشان نمیبرد و برای این که او متوجه نشود که ایشان بیدار هستند وقتی که میخواستند از منزل اندرونی بیایند بروند برای منزل بیرونی مشغول نوشتن بشوند در حیاط را باز می کردند از کوچه میآمدند میرفتند، در آن منزل دیگر را باز میکردند از حیاط میرفتند بالا از حیاط نمی آمدند بروند که آنها متوجه بشوند، اینقدر ایشان رعایت این مسائل را می کردند و حق هم همین است درست شد.
حالا این مطلب خب در مورد ایشان به منصه آزمایش و اختبار و تجربه رسیده، آیا ما هم به همینطور هستیم، یعنی آن ارزشی را که ... مسئله مسئله گرچه خب من خب مثالی زدم و شاید در مثال یک کمی کم سلیقگی به خرج دادم چون شخص گوینده نباید مثالی بزند که به خودش برگردد، نه بنده از این نقطهنظر بینی و بین اللَه هیچگونه در ذهنم حتی تصور یک مسئله که خب ممکن است به ذهن تداعی بکند نیامده، خب این که بینی و بین اللَه اینطور بوده و عرض هم کردم نیازی ندارم، چون آنچه را که من احساس میکنم و با او پر میشوم مسئله رفاقت است و مسئله چیز دیگری نیست، یعنی احترامات را من در زمان خود مرحوم آقا هم نمیآمدم هیچ وقت از مرحوم پدرم برای مسائل شخصی خودم استفاده کنم یا این که ... و حتی به این مسئله معروف بودم و در خیلی از اوقات حتی مورد اعتراض خود آقا هم قرار میگرفتم، ولی علی کل حال بالاخره حال من اینطور بود و الان هم همینطور است، ولی مسئله مسئله کلی است انسان باید خود را تست کند، شما که در زمان مرحوم آقا با دوستان ایشان و با رفقای ایشان گرم و صمیمی بودید بر چه اساسی بود، آیا همان اساس هم الان وجود دارد یا از بین رفته؟ ما باید خودمان را امتحان کنیم، شما که در زمان مرحوم آقا نسبت به این مسئله اقدام میکردید و به حساب خودتان خلوص نیت داشتید آیا خدا و پرونده خدا مگر بسته شده، چرا الان فرق میکند مطلب؟ چرا این که همان شخص است افکارش هم که همان افکار است، راهش هم که همان است درست شد، شما شما که در زمان مرحوم آقا نسبت به مسائل خانواده و عیال آن اهتمام را داشتید و مطلبی را اگر میخوا ستید انجام بدهید میگفتید دستور مرحوم آقا است، آیا دستور مرحوم آقا فقط

