بررسی مساله تعدد زوجات و مساله ازدواج موقت(1)
9من در بیمارستان یک شب که خدمت ایشان بودم از ایشان سوال کردم که شما امر کردید که ایشان ازدواج مجدد کنند، ایشان گفتند نخیر! گفتم الان این طور مطرح است، گفتند همین که من از بیمارستان مرخص شدم شما بگویید آن شخص و خانوادهاش بیایند در مسئله خب مسئله را روبرو کنیم که آیا بنده گفتم، وقتی که از بیمارستان آمدند من به آن افراد گفتم که بیایند منزل و آمدند، ایشان رو کردند جلوی خانمشان، اهل بیتشان و بچههای ایشان هم بودند، گفتند که آیا من به شما گفتم ازدواج کنید ازدواج مجدد، ایشان گفت نخیر شما نگفتید، دیگر ایشان دنباله نگرفتند گفتند پس من نگفته بودم گفتند که نه! البته بعد آنها گفته بودند که ایشان در منزل به این نحو مطرح کرده ولی خواسته بودند که در جلوی دیگران این مسئله مطرح بشود که از طرف ایشان نبوده، البته اگر کسی میآمد و اظهار آمادگی میکرد برای این ازدواج مجدد ایشان منع نمیکردند، میگفتند خودت میدانی ما جلوی مسئله شرعی را که نمیتوانیم بگیریم، چیزی را که خدا حلال کرده است که ما نمیتوانیم بگوییم آقا نکن، این کار را خودت میدانی نگاه به وضع خودت بکن، نگاه به وضع خانوادهات بکن، نگاه به وضع عائلهت بکن خودت میدانی و حتی اسم نمیبرم بعضی از افراد که در همین ازدواج بعدها دچار مشکلاتی شدند خیلی مشکلات زیاد و مسائل خیلی پیچیده شد پخش شد و در همان زمان مرحوم آقا و قضایایی پیش آمد وناهنجاریهایی پیش آمد و خیلی قضیه.
در تمام این موارد خود مسئولین و افرادی که در دور این قضیه بودند به یک نحوی میخواستند ردپایی از دستور و امر مرحوم آقا نسبت به ازدواج مجدد پیدا کنند در حالتی که پیدا نشد، چون طرفین مسئله وقتی که آمدند پیش مرحوم آقا که آقا شما به ما اجازه میدهید ایشان میگفتند خودتان میدانید، دوباره آمدند من به یاد دارم این قضیه را، دوباره آمدند که آیا شما به ما اجازه میدهید برای ما صلاح است، ایشان گفتند خودتان میدانید، دفعه سوم باز آمدند که آقا میدانستند که خب چه مسائلی بعد در جریان است و به آن مشکلات و قضایایی که بعد متوجه این مسئله میشود ایشان واقف بودند، باز گفتند خودتان میدانید، علی کل حال و اینها ازدواج کردند و ازدواج ایشان به مشکل برخورد کرد و بعد جدا شدند، روش و مرام مرحوم آقا به همین نحو بود.

