کیفیت سلوک بانوان
37شرکت کند تمایلی نداشتند، یادم است وقتی مرحوم آقا شب از مسجد آمدند منزل، والده ما آماده بود برای این که با ایشان بروند به آن مجلس عروسی، ما دعوت نداشتیم ما همینطور در خانه منزل بودیم قرار بود که با وسیله یکی از رفقا مرحوم آقا والده را ببرند در همان مجلس عروسی همشیره زاده آقا، ایشان آماده بود و بله دیگر میخواست چادر سر کند که میبینند مرحوم آقا آمدند و خیلی عصبانی هستند آمدند منزل، منزل هم پیچ شمران بود ایشان رفتند تلفن را شماره را گرفتند به دامادشان که شوهر شوهر خواهرشان میشد، گفتند که آقای کذا همشیره را دعوت کردند برای این مجلس یا دعوت نکردند، همین که اعتراض میکردند، ایشان گفت نه! دعوت نکردند، ایشان گفتند بسیار خب گوشی را گذاشتند و رو کردند به والده، گفتند فلانی ما امشب نمیرویم برو لباست را در بیار، چادرت در بیار ما امشب نمیرویم، همشیره را دعوت نکردند و ما هم نخواهیم رفت، ایشان رفتند لباسهایشان را در آوردند و فردا، خب خیلی بد شد دیگر آقا نرفتند! فامیل بودند دیگر و دایی در مجلس چیز شرکت نکرده و تعمد هم نکرده و خیلی خلاصه حرف ونقل شد و یادم که فردا این مادر عروس که عمه ما میشود و با یک عده دیگر آمده بودند که اعتراض و چرا ...، من آن طرف حیات بودم صدای داد آقا را من از آن طرف حیات شنیدم که میگفتند خجالت بکشید، غلط بکنید ... شما به خاطر اینکه هر خلافی را بکنید در مجلس خواهرتان را دعوت نمیکنید، به جای این که این لباسها را درست کنید که عبارت ایشان بود برکتهالسباع، برکته السباع میدانید یعنی چه؟ یعنی باغ وحش، یعنی به جای این که آنجا باغ وحش درست بکنید میرفتید لباسها را درست میکردید که چرا به اصطلاح فلان خواهر که همچنین زن مؤمنه متدینه نیاید چرا اینها ... این دعوت نمیکنید خلاصه داد و بیدادشان و آنها بلند شده بودند ... و خودشان هم همینطور بودند و مجالس خودشان هم از یک سنگینی خاصی برخوردار بود و توصیه ایشان هم این بود که انشاءاللَه این مطلب هم دوستان و رفقا انجام بدهند و ما باید بدانیم که فقط مجالسی که داریم اینها صرفا یک جنبه ظاهری ندارد بلکه یک بار فرهنگی هم برای این مجالس ... امیدواریم که خداوند به ما توفیق بده که بتوانیم بهتر و بیشتر نسبت به دستورات و مطالب مرحوم آقا مطیع باشیم تا اینکه استفاده بیشتری ببریم.

