اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت سلوک بانوان

14094

کیفیت سلوک بانوان

23
  •  مانند بندگان بنشینم و امت من هم بیایند از من تبعیت کنند این دستور پیغمبر است، آقا منزل بدون مبل نمی‌شود خب نمی‌شود چه عرض کنم آقا مردم می‌آیند عادت دارند به مبل، چه عرض کنم بنده نمی‌دانم، آقا می‌آیند می‌گویند این چه منزلی است، این را دیگر بنده نمی‌دانم، بله یک وقتی عرض کردم لازم است خود بنده اگر روی صندلی ننشینم و مطالعه کنم دیسک می‌گیرم چون بنده ناراحتی کمر دارم اما همین‌طور روی زمین می‌نشینم، یکی آرتروز دارد بنده اخوی بزرگترم آرتروز دارد گفتم آقا شما چرا روی زمین می‌نشینید؟ همین سفر یک ماه پیش مشهد، شما چرا روی زمین می‌نشینید برای شما خوب نیست؟ ما یک مجلسی داشتیم بنا بود یکی دو ساعت طول می‌کشید من به او گفتم که صندلی بیاورید بگذارید، نمی‌خواست ایشان، گفتم شما بنشین روی صندلی شما روی صندلی بنشین، مسئله ضرورت اینها فرق می‌کند ولی بنده که فعلا ندارم حالا تا بعد ما روی زمین می‌نشینیم درست شد، این دستور به یکی می‌گفتند باید بیاری، چرا باید بیاری؟ آن جهتش را بنده می‌دانم این‌طور نیست که عرفان و سلوک یک حالت یک دنده خشک بی‌ترمز که هیچ چیزی را از مصالح و از مفاسد تشخیص ندهد و بعد بزند و برود و بدون هیچ‌گونه تأمل، نه! خیلی عالی خیلی دقیق، خیلی لطیف خیلی درست، هر چیزی در جای خودش باید قرار بگیرد.

  •  مرحوم آقا و من راجع به این قضیه حکایاتی دارم، البته الان دیگر وقت گذشته است و من می‌خواستم تذکر بدهم دیگر وقت گذشته، که انسان این‌طور نیست که تصور کند سلوک یک جنبه خشک مقرراتی، بدون هیچ‌گونه مسئله و جاذبه و بدون هیچ جهت، نه! هر چیزی را در جای خودش رعایت کردن آن صحیح است و آن درست است، منتهی باید تشخیص درست باشد، این دو طریق مخالف دو طریق مخالف است ولی نتیجه آن یکی است، مثل این که فرض کنید که دو نفر هر دو گرسنه هستند باید به این هر دو معده غذا رساند باید به هر دو غذا رساند، اما یکی فلان غذا برایش خوب است، یکی فلان غذا برایش خوب است، شما یک ظرف غذا جلوی این می‌گذاری و یک ظرف غذا هم جلوی او می‌گذاری، اگر بخواهید با هم عوض کنند هر دو دل درد می‌گیرند، اما این برای این این هم برای این مقصود چیست؟ این که انسان سیر بشود وتوان بدنی را پیدا کند این مقصود است، حالا نگویید چرا شما آن غذا را به من می‌دهی؟ خب این را بخوری دل درد می‌گیری، شما این را بخور سیر می‌شوی توان پیدا می‌کنی دیگر احتیاج به چیز دیگر نداری اشتها به چیز دیگر هم نداری، شما هم این را اگر بخوری همین است در حالی که مختلف است.