کیفیت سلوک بانوان
15وقتی که در تحت تربتیی قرار میگیری دیگر باید کار روی حساب باشد، آقا فرمودند که ایشان مکه نروند خب لابد ضرر دارد دیگر، این شخص خیلی متأثر شد، خلاصه خیلی بالا و پایین و هی هم کم کم موعد مکه نزدیک میشد و کاروانها و روحانیون آنها باید مشخص بشوند و دیگر کار هم داشت میگذشت و این هم که هر سال به عنوان روحانی میرفت نه به طور آزاد، یکی دو مرتبه پیغامی، صحبتی که آقا این تبصره ندارد نمیدانم چی ندارد، ایشان هیچ جواب نمیداد تا این که یک مرتبه ما را دید و گفت آقا شما بروید، بروید و به آقا بگویید که ما یک کاری داریم انجام میدهیم، یک تحقیقی داریم انجام میکنیم، نمیدانم تحقیق چی بود، مساجد آنجا چند تا مسجد دارد، چند تا حسینیه دارد، چند تا آبدارخانه از این چیزها، کجایش چطور است، گوشهاش چطور است، مسلمین چند تا میآیند چهکار میکنند، تحقیقی داریم میکنیم خب این ناتمام میماند، من گفتم آقا صلاح بر این است که شما از این قضیه صرف نظر کنید و دیگر به ... حالا شما بروید بگویید، چشمتان روز بد نبیند وقتی که ما رفتیم پیش مرحوم آقا، همین که دهانمان راباز کردیم که آقای فلان میگویند، یک مرتبه اصلا همین که ...، آقای فلان این حرف را ما زدیم میخواهند عمل کنند نمیخواهند خودشان میدانند، اصلا من اصلا نگفتم هیچی، مبتدا را گفتیم هنوز خبرش را نگفتیم، که این آقا میخواهد بگوید بروم نروم حالا فرض کن مکه بروم نروم، دوغ بخورم آب بخورم همین که گفتم آقای فلان، داد کشیدند به سر من بیچاره، این حرف را ما زدیم میخواهند عمل بکنند نمیخواهند خودشان میدانند و بعد حالا ما که اینجوری به او نگفتیم، ما آوردیم یکخورده کم کردیم آوردیم پایین قضیه را، نخیر آقا صلاح نیست برای شما صلاح نیست و بعد گفت ایشان چه جوری گفتند؟ گفتند صلاح نیست این هم صلاح نیست بدانی، بعد اتفاقا در همان سفر ما داشتیم مکه میرفتیم البته حدود ٢٣ سال بود که ما نرفته بودیم در همان زمان مرحوم آقا بود بله داشتیم میرفتیم رو کرد به ما بنده خدا، گفت آقا التماس دعا داریم ما که توفیق نداریم شما توفیق دارید، گفتم حرف شما این است که ٢٣ سال بنده توفیق نداشتم، ثانیا چون من ٢٣ سال بود که نرفته بودم دیگر، ثانیا اگر قرار بر این باشد که رفتن به مکه توفیق میآورد پس آقای حداد بنده خدا که در همه عمرش یک مرتبه به مکه رفت خیلی آدم بی توفیقی بود، مرحوم آقا شش مرتبه مکه رفتند و ایشان به من میگفتند که من آرزو دارم هر سال را بروم ولی نمیشود، مسائلی پیش میآید قضایای میشود که نمیشود، والده ما یک سال در حمل [داشتند]، همه اولادشان طبیعی بود، هم در مورد پسرهایشان هم در مورد دخترها، فقط در مورد این همشیره آخر ما، در مورد این همشیره آخر ایشان حملشان غیرطبیعی بود عمل بود و اینها، همان زمان زمان حج بود مرحوم آقا قرار بود به اتفاق یک عده بروند مکه، قرار بود بروند و آنها هم اتفاقا به خاطر ایشان مسئله را انتخاب کرده بودند در

