کیفیت سلوک بانوان
13نباشد خب در این صورت مسئله فرق میکند، اما اگر ارتباط ظاهری قطع بشود به واسطه قطع از شیر این یک صدمه بر بچه وارد میشود که آن صدمه از رفتن به مکه بالاتر است التفات کردید، از رفتن به مکه این صدمه بالاتر است، میآیند میگویند آقا مکه رفتن، طواف، حج، عرفات، چطور ممکن است که حالا یک بچه را فرض کنید که پانزده روز، بیست روز، یک ماه انسان شیر ندهد، چطور ممکن است یک همچنین عمل به این مهمی و عمل به این عظیمی به خاطر یک ماه تعطیل بشود، عمل مهم است درست است، ولی اهمیت این عمل را چه کسی درک میکند چه شخصی این اهمیت را درک میکند، آیا شما درک میکنید یا خدا درک میکند؟ اگر خدا این را آورده او هم میگوید در اینجا این کار را باید کرد.
یکی از دوستان مرحوم آقا میخواست به سفر مکه برود البته از دوستان سلوکی نبود هنوز هم حیات دارد در تهران است، میخواست به سفر مکه برود واجب بود عیالش میگفت من را هم باید ببری، گفت آخر تو حمل داری، حمل داری که نمیشود، حالا یک مرتبه دیگر، میگفت نه من را باید ببری، من یادم است زمستان بود ما در زیر کرسی نشسته بودم در آن زمان من حدود هشت سال نه سالم بود، این شخص داشت این قضیه را نقل میکرد و بعد گریهاش گرفت، مرحوم آقا گفتند چه کردید؟ گفت آقا مجبور شدیم، گفتند چرا؟ گفت تهدید کرد که اگر مرا نبری حملم را سقط میکنم، خب خانم بزرگوار شما میخواهی مکه بروی بگردی یا میخواهی مکه بروی حکم خدا را انجام بدهی، اگر میخواهی حکم خدا را انجام بدهی که به هر قدم قدم این حرکتت ملائکه عذاب، دارند برای تو عذاب مینویسند، تو میآیی سقط جنین میکنی بچه سه ماهه را چهار ماهه را دو ماهه را میخواهی سقط کنی بخاطر اینکه مکه بروی، آن مکه در مغزت بخورد، اگر میخواهی بروی بگردی خب بهتر از مکه جای گردش هم هست، چرا میخواهی مکه بروی بگردی؟ این را میگویند نادانی این را میگویند جهالت، انسان میآید و حکم خدا را بر اساس هوای نفس پیاده میکند، یکی از افراد بود این هر سال مکه میرفت، در زمان مرحوم آقا هر سال میرفت، به عنوان روحانی کاروان هم میرفت و خلاصه ما نمیفهمیدم حالا من نمیتوانستم، قاصر بود فکرم از این که رجحان این مکه را درک کنم! نمیفهمیدم در محدوده مشاعر خودم نمیتوانستم حل کنم نقص از ما بود، علی کل حال تا این که خب این شخص به عنوان یکی از شاگردان مرحوم آقا شد و دیگر از ایشان چیز شد، مرحوم آقا به ایشان پیغام دادند که از امسال شما مکه نروید، خب حالا آقا با این شخص لج دارد، چطور شد! سالیان سال بود و مرحوم آقا به این کاری نداشتند، اما وقتی که شما آمدی شاگرد شدی دیگر بایستی که حساب باشد، شاگرد بشویم و کار خودمان را هم بکنیم اینکه نمیشود، اسماً بگوییم شاگرد هستیم و هر کاری دلمان میخواهد انجام بدهیم، خب از اول بگو نیستم هر کاری میخواهی انجام بدهی راحت، اما وقتی که شاگرد میشوی،

