اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان

14005

حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان

29
  • بِالْيمِينِ‌ الحاقة، ٤٥ اگر یک حرف بخواهد به ما ببندد یعنی کم و زیاد کند، بعض الاقاویل، یک‌کم، یک سر سوزن، یک‌خورده از آن که ما به او وحی کردیم این‌طرفش کند آن‌طرف کند حالا، لأخذناه بالیمین چنان با دستمان او را می‌گیریم، بعد چه‌کارش می‌کنید؟ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ‌ الحاقة، ٤٦ رگ نخاعش را می‌کشیم بیرون، وطین به این رگ گردن می‌گویند، رگ نخاع با دست قدرت و اراده خود او را در چمبره خود قرار می‌دهیم، ثم رگ حیاتش را قطع می‌کنیم یعنی رگ نخاعش را قطع می‌کنیم، فَما مِنْكمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ‌ الحاقة، ٤٧ یک نفر نمی‌تواند در مقابل اراده ما بایستد و از او دفاع کند این چیست قضیه؟ وقتی این پیغمبرش است با این وضع، خدا این‌طور می‌گوید ما که دیگر بله! بعد مرحوم آقا فرمودند: من بارها این مسئله در ذهنم می‌آید که این پیغمبر با این خصوصیات، این رسول خدا در قبال اوامر و نواهی پرودرگار این است، لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیمِینِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ من الوطین رگ او را قطع می‌کنیم، نمی‌گذاریم نفس او دربیاید، فَما مِنکم مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِینَ هیچ کس نمی‌تواند، یعنی من در این مطلبی که دارم الان با تو مطرح می‌کنم، الان من از خودم کم و زیاد نمی‌کنم حواست جمع باشد ها! تو خیال می‌کنی من می‌خواهم کم و زیاد کنم، حکم من حکم پیغمبر است یک سر سوزن بخواهم این را راجع به خودشان می‌خواستند به من بگویند ها! یک سر سوزن بخواهم از آنچه که بر من تکلیف می‌شود بخواهم کم کنم یا زیاد کنم یا مراعات فرزندی کنم یا فرض کنید که اگر بخواهم بکنم کارم تمام است، عبارت ایشان این بود کارم تمام است، یک سر سوزن بخواهم این‌طرف و آن‌طرف کنم، این چیست؟ این می‌شود دین حنیف، دین حیف آن دینی است که الان بعد از شش سال که الان ایشان از دنیا رفته، وقتی که من به خودم مراجعه می‌کنم می‌بینم این کارش کار حق است، این علمش عمل صدق است و آن عمل برای الان من راه‌گشا است، آن‌حرف او برای الان من می‌شود چراغ و راه من را روشن می‌کند درست شد، خب این دین را خدا می‌گوید باید اینجا اطاعت کرد، از این دین نمی‌شود گذشت چرا نمی‌شود گذشت؟ گفتیم چون این دین بر اساس فطرت است، قانون که نیست، مجلس قانون است امروز می‌نشینند یک قانون وضع می‌کنند فردا می‌گویند خب نماینده قبلی این قانون را وضع کردند حالا ما می‌آییم این را برمی‌داریم خب کسی هم نیست که جلوی این را بگیرد، مجلس بعدی می‌آید حکم مجلس قبلی را نقض می‌کند، آن مجلس بعدی هم می‌آید هر کسی می‌آید برای خودش یک حکم می‌دهد و می‌رود اینها قوانین چیست؟ قوانین اعتباری است، همه جا همین‌طور است، شما بروید در کشورها ببینید مجلس‌شان می‌آید قانونی را وضع می‌کند، فردا به خاطر یک مصلحتی می‌آید قانون را عوض می‌کند، هر حزبی که نماینده بیشتر بیاورد می‌آید قانون را به نفع خودش تغییر می‌دهد، دیگر در مجالس همین‌طور است دیگر.