اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان

14005

حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان

23
  •  و مسائل او و عرق دینی او و اهتمام او نیست به مطالب و اینها همه مسائلش خب محفوظ است، ولی این عقیده خب یک عقیده خاص است، دلیل نمی‌شود که انسان در همه عقایدش مصیب باشد، در همه عقایدش دلیل نمی‌شود که انسان به واقع برسد نخیر! بنده خودم حالا پدر ما که جای خود دارد، ایشان قطعا از پدرش اعلم بود مرحوم پدر ما، حالا صرف نظر از صحت مبانی که بر اساس عرفان و بر اساس شهود بود، از نقطه نظر علمی‌از ایشان اعلم بود، اما من که فرض کنید که محلی از اعراب نداشتم در همان موقع هجده سالگی و بیست سالگی و اینها من یک وقتی با بعضی از همین عرض می‌شود که خویشاوندانمان، عمه‌هایمان راجع به مسائل ایشان صحبت می‌کردیم، خیلی بی‌پروا من در آنجا مطالب بعضی از مسائل ایشان را رد می‌کردم و می‌گفتم پدر بزرگ ما هست به جای خود محفوظ، ولی این مسئله با این مطلب جور درنمی‌آید، او می‌گفت تو مثلا فلانی جوجه هستی سر از چی و چی از این حرف‌ها، گفتیم حالا یا جوجه هستیم یا تخم جوجه هر چه هستیم، این مسئله با این‌جور در نمی‌آید، حالا قانع بشوید ما مطلب را قبول می‌کنیم با جوجه‌ای مسئله حل نمی‌شود خلاصه و مطلب با آن جا درست نمی‌شود درست شد، جوجه‌ای یعنی چه؟ یعنی سرت را بیانداز پایین و برو این که نمی‌شود، در راه خدا و حق یابی و طلب حق، جوجه‌ای و غیر جوجه درست در نمی‌آید، آنجا دنبال مطلب رفتن و حق را پذیرفتن و به حق گرایش پیدا کردن است این است مطلب، لذا این روش را همان‌طوری که ما خدمتتان عرض کردم ما در مرام پدرمان می‌دیدیم، یک وقتی من صحبت می‌کردم در یک مجلسی راجع به ملاکات شناخت ولی که ولی‌چه ملاکاتی دارد، یکی از آن ملاکات این است که در موارد مختلفی که جریانات مختلف برای انسان می‌آید انسان ببیند حرفش عوض نشد، یعنی همان حرف در جریانات مختلف حرف یکی است به ضرر باشد می‌گوید به نفعش باشد می‌گوید، برای بی تفاوت باشد همان را می‌گوید هان التفات کردید این یکی از ملاکات است، این مسئله را ما در مرحوم آقا مشاهده می‌کردیم حرفش یکی بود همانی را که توصیه می‌کرد در متابعت از شوهر به دیگران، ما همان را می‌دیدم به دخترانش می‌گوید همان را می‌دیدیم.