حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان
9بیاید به خاطر حساب و کتاب جدا بودن جای خودش راجدا کند، اتاق خودش را جدا کند، غذای خودش را جدا کند، به جای این ...، آمده بیشتر شوخی میکند، آمده بیشتر میخندد، آمده بیشتر کاری دارد انجام میدهد.
خب آنها با خوشان چه میگویند، آنها میگویند اگر پیغمبر پیغمبری باشد که اهل کلک باشد، پیغمبری که باشد اهل دوز و کلک و این حرفها باشد این باید بیاید برای خودش حساب و کتابی باز کند، باید بیاید خلاصه جور دیگری عمل کند، در حالتی که حساب ما را هم در جای خود دارد، حق ما را هم در جای خود محفوظ میدارد، با این که ما جزو دسته او نیستیم، جزو دین او نیستیم، جزو ... درست شد، این شخص باید شخص حقی باشد، شخص صادقی باشد که حساب ما را در جای خود و موقعیت را ما در جای خود محفوظ نگه میدارد، این باید شخص حق باشد.
یکی از دوستان این شخص پدرش کمونیست بود کمونیست بود، آمده بود پیش مرحوم آقا که آقا من پدرم کمونیست است با پدرم چهکار کنم؟ اصلا هیچی را قبول ندراد، نه نجاستی قبول دارد، نه طهارتی قبول دارد، نه حرامی، نه حلالی قبول دارد، کمونیست، کمونیست یعنی بی دین، لاابالیگری، ملحد اصلا الحاد دارد، به مرحوم آقا گفتند چهکار کنم؟ مرحوم آقا فرمودند که خب آیا این مشروب میخورد؟ ایشان گفته بودند که نه! مشروب نمیخورد ولی خب اهل ... بله، ایشان فرموده بودند شما باید بهتر از زمان گذشته که خود را سالک نمیدیدی، بهتر از آن زمان باید الان با ایشان عمل کنی مثل یک مسلمان شیعه باید به آن عمل کنی و بعد به او فرمودند، بدان که مفتاح و کلید رستگاری تو احترام به پدر و به مادر است درست، خب این میشود مکتب چه؟ این میشود مکتب فطری، این میشود مکتب فطری، مکتبی که آن پدر وقتی که پسر را میبیند با یک چنین حال دیگر نمیتواند ایراد بگیرد بگوید در این مکتب اشکال هست، دیگر دهانش بسته میشود، دیگر نمیتواند اعتراض کند و خرده بگیرد که بیا ببین اینهم نگاه کنم، فرض بکنید که اطوار اینها را نگاه کنید، بیا نگاه کنید کارهای اینها را نگاه بکنید، اینها هم آدم هستند؟ اینها مدعی خدا هستند، خدا میگوید این کار را بکن، خدا میگوید که در روی ما بایست، فرض کنید که پدر و مادر اینطوری جواب بده، خدا میگوید فر ض کنید که چیز کن، اگر این خدا است من این خدا را قبول ندارم، ببیند آن کمونیست هم الان دارد با فطرتش میآید جلو، گرچه در خیلی از موارد پا روی او میگذارد و پوشش میاندازد، بله! اگر پوشش نمیانداخت خب راه حق برای او مشخص بود، ولی این الان در ایجا پوشش که نمیاندازد، الان میگوید من پدر این هستم، کمونیست هستم خب کمونیست هستم، من برای خودم یک شخص هستم، ولی من که زحمت این را کشیدم، من که برای این نان آوردم من که این را بزرگ کردم، من که این را الان بزرگ کردم، آیا این بزرگ کردن

