حقیقت فطرت و جایگاه آن در مسیر کمال انسان
33استاد: بله مسئله در آنجا خب با مطلب آقای حداد از این نقطه نظر تفاوت دارد، که آقای حداد در آنجا بر اساس کرامت انسانی با افراد برخورد میکرده، این شخص اهمال میکرده، یعنی این شخص میتوانسته برود و کار کند و مخارجش را دربیاورد و تکلیف کند نمیرفته و کار انجام نمیداده، اگر این شخص میرفت بر سر کار آن وقت وقتی که سر کار بود میبایست مثل آقای حداد عمل کند، یعنی برود سر کار با افراد برخورد بکند آن وقت با کرامت انسانی عمل کند، چطور این که انسان در خیلی از موارد فرض کنید که باید این کار را انجام بدهد در خیلی از موارد فرض کنید که شخص دارای غرض است وعناد است و خلاصه میخواهد مسئلهای به پا کند، آنجا انسان باید جلوگیری کند، اما در بعضی از مسائل انسان باید اغماض کند، این همه روایت ما راجع به اغماض و بخشش و اینها داریم، آدم میداند این خطا کرده و نمیخواهد خطای خودش را به رو بیاورد، آدم بیاید نخیر! این را بایستاند مجبور کند بیا اعتراف کن اقرار کن براین که این عمل را انجام دادی، امیرالمومنین علیه السلام میفرماید که زندگی دو ثلث آن چشم پوشی و یک ثلث آن اغماض است، یعنی ندیدن در زندگی اتفاقاتی که فرض کنید که پیش میآید دو سوم آن این است که اصلا انسان توجه نکند، یک سوم هم توجه میکند چشم پوشی بکند فرض کنید یعنی همهاش چه؟ یعنی از همهاش چشم پوشی کند دیگر، تا این که خب زندگی بگردد و فرض کنید که یک خطایی کرده یک اشتباهی کرده.
همین مسئله در ارتباط با افراد است فرض کنید که ایشان که میروند کاری انجام میدهند و به اصطلاح مسئلهای را خلاصه به آن وظیفه و تکلیفشان عمل میکنند، در اینجا آن به اصطلاح کرامت انسانی ایشان اجازه نمیدهد که حالا فرض کنید که آمده و آن شخص میخواهد بفروشد و میگوید به قیمت عادی شما باید از من بخرید، بیاید بگوید من به آن قیمت فروختم این کار را انجام نمیدهم و این در واقع میتوانم عرض کنم یک مرتبه بالاتر از مرتبه عدالت است مرتبهای که ایشان انجام میدهند مرتبه مرتبه ایثار است، یعنی از خود گذشتگی کردن نه این که از دیگران مایه گذاشتن آن شخص اصلا نمیرفت دنبال کار، حرف گوش نمیداد بله شما برو دنبال کار، اگر به دست آوردی خب حالا به افراد انفاق کن و به دیگران بده، نه اینکه دنبال کار نروی و تنبلی کنی و بعد بگویی که خدا رزاق است و به اصطلاح خدا میرساند این کیفیت این دو مسئله با همدیگر اختلاف دارد.

