اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی
31خواب را برای تو حجت قرار دادم که آمدی به خوابت عمل کردی، من کجای قرآنم مکاشفه را برای تو حجت قرار دادم که آمدی به آن عمل کردی، ولی من در قرآنم علم و یقین را برای تو حجت دادم، وَ لا تَقْفُ ما لَيسَ لَك بِهِ عِلْمٌ الإسراء، ٣٦ در آن جایی که علم نداری حرکت نکن، این آیه را من حجت قرار دادم و تو به مقتضای علمت عمل نکردی، به مقتضای خواب عمل کردی آن هم خواب دیگران، دیگری خواب دیده است دیگری اینطور خیال میکند، دیگری اینطور میفهمد بله دیگری دیگری، این که نشد مسئله این که نشد، چطور شما برای رفتن به یک پزشک و معالجه یک مرض آیا شده که به خواب توجه میکنید، خواب ببینیم این که پیش دکتر و فلان بروید، شما میروید میگوییم بسیار خب حتما من در خواب دیدم، وقتی که میرویم تابلویش نگاه میکنی در مطبش نگاه میکنی نوشته امراض داخلی و پوست فرض کنید که، شما چه میخواهید شما یک جراحی قلب توقع دارید این نوشته داخلی و پوست و فرض کنید که از وضعیت او هم پیدا است، میروید یا میگویید چه که حتما خوابم ... آشرشته خورده بودم یا فرض کنید که چیز دیگری خورده بودم، بعد از ظهر بوده خب میگویید یا نمیگویید دیگر یا میروید و میگویید آقا این هم چاقو بفرما عمل کن.
آن وقت این مسئله سلوک از یک درد و از یک ناراحتی کمتر است، کسی که دین خودش را میخواهد بسپارد، ناموس خودش را میخواهد بسپارد به یک شخصی، دنیا و آخرتش را میخواهد بسپارد با یک خواب بفرمایید همه را در اختیار قرار داده، شما یک صندلی میخواهی بفروشی، یک مبل میخواهی بفروشی اگر در خواب به شما بگویند به فلانی بفروش، وقتی که میآید وقتی که میگویند آقا بفرمایید همین آقا میآید به جای پول نقد چک حساب میکند، میگوید نه! آقا پول نقد بده، یا میگوید آقا مگر در خواب ندیدی، میگوید بله در خواب دیدم ولی در بیداری پول نقد بده، یک صندلی میخواهی بفروشی به خواب توجه نمیکنی، آن وقوت به سلوک و ذکر و عرض میشود که اطاعت و این مسائل فلانی خواب دیده که بله فرض کنید که مسئله از این قرار است و این نکته اینها چیست؟ اینها تمام خلاف است و از همه اینها سوال میشود، تازه اینها در صورتی است که انسان دلیل مخالف نداشته باشد، چه برسد به این که دلیل مخالف بر بطلان راه و بر بطلان مسیر اقامه شده که در این صورت دیگر خیلی مشکل خواهد شد.

