اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی
29درمسئله نمیدانم البته میگفتند ده دوازده تا هم آنجا شهید شده بودند، اتفاقا مسیر ما هم از آنجا بود و ما با یک منازظری برخورد کرده بودیم، گفتم شما پانزده تا هم اضافه کن، خلاصه سی یا چهل یا پنجاه تا آمار را هی بردیم بالا و هی بر نشاط و شعف اینها افزوده میشد، گفتم خب بسیار خب خیلی جای ابتهاج و مسرت است تعداد شهدا به حمدلله بالا میرود و بر عزت اسلام دارد اضافه میشود و رسیدن به اهداف دارد نزدیک میشود، از این باب شاید آقایان نشاط و شعف و سرورشان از این باب باشد که خب هر چه شهدا بیشتر باشند طبعا خب زودتر به آن مقصود میرسند و تا این که تقریبا ساعت ٤ و ٥ بعدازظهر بود در بیرون یک مسئلهای پیش آمد و ظاهرا یک تظاهراتی بود و این تظاهرات کشیده شد به این خیابانی که به اصطلاح ما در او بودیم و من دیدیم صدای همینطور زد و خورد اینها آمد تا نزدیکهای منزل و گذشت و اینها، یکی از افراد دچار احساسات و اینها میشود از این برخورد و میآید در صحن منزل و فریاد میزند مرگ بر شاه، مرگ بر شاه و همینطور داد میزند تا داد میزند یکی از افراد آن منزل خیلی عجیب با یک سرعتی، با یک سرعتی، طرفه العینی فورا میآید میپرد از آن طبقه بالا به طبقه پایین، حتی نمیرود از پلهها بیاید، و دهان او را میگیرد و میگوید آقا فلانی این چیز، الان میآیند اینجا فلان میکنند، من یک مرتبه آمدم عجب! خیلی عجیب است هر چه آمار شهدا بالا میرود خب بر عزت اسلام اضافه میشود خب بگذارید این هم اضافه شده، چطور مرگ برای مردم خوب است؟ شهادت برای مردم خوب است؟ بعد دیدند عجب کاری کردند نمیدانست ...، خب ببینید قضیه چیست؟ خب اگر قرار بر این است که این شهادتها موجب تسریع در رسیدن به هدف باشد خب چه اشکال دارد ایشان هم جزو بقیه شهید شوند دیگر، این که بهتر است عالم است و معمم است بهتر است، میگویند که سید جلیل کذا در راه انقلاب و اینها ایشان هم به شهادت رسید، ولی چرا باید دهان ایشان را بگیرید؟ اما نسبت به دیگران دارای شعف خوشحالی میخندیدند چرا؟ اینها یک امتحاناتی است که پیش میآید و محک میزنند به انسان و خلوص انسان و صفای انسان را در پیشگاه عدل و قضای الهی ظاهر میکنند، که تو خالص بودی یا نبودی؟ خالص بودی یا نبودی؟ تو نسبت به این مسائل با غرض و عمد مطلب را ارزیابی میکردی یا نه! فرق نمیکرد برای خودت یا برای ...، علی کل حال مسئله خیلی مهم است و باید انسان در مسائل سلوکی به طور کلی بر همه جریاناتی که با او ارتباط دارد باید علم او را و علم خود را و فهم خود را در مرحله اول به بوته امتحان بگذارد و از خداوند طلب کند که او را نسبت به راهش بصیر و ادراک او را نسبت به حقایق باز کند، که در روز قیامت از خواب و مکاشفه سوال نمیکنند بلکه از آن یقین ما سوال میکنند که آیا به او عمل کردی یا نکردی؟ چشمت را نمیگویند اگر در روز قیامت گفتی که من اینطور خواب دیدم و اینطور عمل کردم، خدا میگوید من کجای قرآنم

