اهمیت مساله تصحیح فکر نسبت به امور اعتباری و واقعی
27تمام نگرانیها دارند حرکت میکنند، با اینها چه کنیم آخر مگر میشود اینها بر باطل باشند، از اینطرف گفتم خب آقا نمیشود بر باطل باشد، همینطور در این کشاکش بین این دو جهت و دو قطب حرکت میکردیم، آخر گفتم خدایا من میآیم یک قدری با اینها میروم اگر تکلیفم من بر اینهاب بود ادا کرده باشم، میگفت از منزل آمدم پایین یک قدری با این جمعیت رفتم پانصد قدمیرفتم و برگشتم، به او گفتم پانصد قدم بر باطل رفتی، گفت چطور؟ گفتم اگر الان شما از آقا سوال کنی که این راهی که را رفتی با اجازه ایشان بوده یا بی اجازه ایشان، ایشان میگویند بی اجازه بوده دیگر، یا میگویند با اجازه بوده اگر با اجازه بوده چرا ما نفهمیدیم؟ پس معلوم است بی اجازه بوده، آیا تو بیشتر نسبت به دین و مصالح و مفاسد اطلاع داری یا آقایی که او را به عنوان استاد و مشرف بر اوضاع و مطلع بر امور انتخاب کردی، کدام از یک؟ تو که هر را از بر تشخیص نمیدهی، تو بهتر میدانی باید در این مورد اقدام کرد یا استاد تو، و آیا استاد تو نسبت به تو آنقدر عطوف و رحیم و دلسوز نیست که مسئلهای را که برای تو تشخیص میدهد به تو نگوید و امساک کند، اینطور که نیست! پس بدان این پانصد قدمیکه رفتی بر باطل رفتی، این پانصد قدم پانصد قدم بی اجازه بود، پانصد قدم بدون ربط بود، و قدمی به درد میخورد که در او ربط باشد، قدمیبه درد میخورد که از آنطرف آن قدم تأیید شده باشد، از بالا آن قدم امضا شده باشد، والا هم آدم از اینطرف میتواند پانصد متر برود هم از اینطرف میتواند پانصد متر، راه رفتن راه رفتن است دیگر، راه رفتن راه رفتن است دیگر، آن وقت خدا برای انسان مواردی پیش میآورد که این ... میتواند انسان را محک بزند و موقعیت انسان را به دست بیاورد که انسان تا چه حد در راه خودش مستقیم است یا این که نسبت به راه خودش دچار اشکال است.

