کیفیت ارتباط و اتصال زن با پروردگار متعال
19ظاهرا یکی از بزرگان ظاهرا مرحوم حاج ملافتحعلی سلطان آبادی منظورشان بود ایشان میگفتند ایشان دارای همین ناراحتی شما بود و به همین کیفیت ناراحتی و در دستش بود، این حرکت میکند برای حج تا میآید و میرسد به میقات که میخواهد از میقات احرام ببندد، میگوید خدایا ما میخواهیم خلاصه در این حج حواسمان دنبال این تطهیر کردن دست واینها نباشد بیشتر حواسمان ...، این حج را برای ما یک حجی قرار بده که مشکلی برای ما پیش نیاید تا این چیز را میکند یکدفعه نگاه میکند میبیند که در دستش هیچی نیست هیچ تمام شد، میرود غسل میکند غسل احرام انجام میدهد و میرود در آن، حالا هر چه بوده در همان میقات، در همان جا احرام میبندد و حرکت میکند خوب میشود یعنی به طور کلی دیگری آثاری نبوده، میرود برای حج و برای مدینه و بعد حج و مکه و اینها را انجام میدهد برمیگردد، همین که از میقات میخواهد بیاید بیرون یعنی از آن دایرهی حجش تمام میشود و به سمت منزلش به آن نقطه میرسد که اول دعا کرده بود یکدفعه دوباره برمیگردد میبیند دوباره خون راه افتاده و همین مسائل پیدا شده، ایشان به اصطلاح این داستان را نقل کردند برای آن شخص او گفت آقا ما هم از شما همین را میخواهیم ما هم از شما میخواهیم که شما این کار را کنید، مرحوم آقا یک خندهای کردند بعد آمدند نظر خودشان را مطرح کردند، ببیند چقدر واقعا عالی خب آن شخص درست است از بزرگان است از اهل معرفت است، سلطان آبادی میدانید کی بود؟ ایشان شخصی بود که وقتی در نجف ...، ایشان در زمان بله حدود صد سال پیش، ایشان در نجف در زمان مرحوم نائینی یا قبل از نائینی و مرحوم آقا محمدحسین کمپانی خلاصه در همان زمانها بعد از شیخ انصاری و اینها بوده یا همان زمانها، بسیاری از بزرگان نجف به درس تفسیر او شرکت میکردند، این که من میخواهم خدمتتان عرض کنم به خاطر این است که متوجه بشویم آن مکتبی را که بزرگان، آن مکتب را در اختیار ما گذاشتند قدرش را بدانیم و سرسری با مسائل او برخورد نکنیم، این منظور حقیر است، ایشان بزرگان نجف به درس تفسیرش شرکت میکردند همین مرحوم آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی، مرحوم نائینی میفرمایند که در اول ماه رمضان ما شنیدیم شبها ایشان در منزلشان درس تفسیر میگویند، گفتیم حالا بر حسب اتفاق این از ایشان تعریف میکنند برویم ببینیم ایشان چه میگویند، میگفت به اتفاق یکی دو نفر ما رفتیم دیدیم جمعیتی در حدود بیست نفر سی نفر بیشتر نیست، ایشان یک آیه را مطرح کردند و در اطراف این آیه یک ساعت صحبت کردند جلسه تمام شد، میگفتند جوری ایشان این آیه را در این یک ساعت تفسیر کرد که ما وقتی بیرون آمدیم گفتیم به عمرمان یک همچنین معنایی به ذهن ما خطور نکرده بود از این تفسیر عجیب و جالبی که این مرد بزرگ کرده بود، فردا شب رفتیم دوباره دیدیم همان آیه را ایشان معنا کرد و یک تفسیر دیگری کرد، اصلا یک برداشت دیگر یک

