اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ارتباط و اتصال زن با پروردگار متعال

14946

کیفیت ارتباط و اتصال زن با پروردگار متعال

17
  •  نیست، در صورتی که ناراحتی برای انسان پیدا بشود به نحوی که نتواند از عهده بربیاید در آنجا این‌طور نیست مسئله این‌طور نیست، اگر وضعیت انسان به این نحو باشد که بتواند موقعیت مناسب را برای خودش فراهم بکند و نکند اینجا ضرر کرده، اما اگر به یک نحوی باشد که چاره‌ای نداشته باشد از این که به همین وضعیت ادامه بدهد و ازاین نعمت محروم باشد حکم او حکم مریض است و خداوند نسبت به مریض حکم دیگری دارد.

  •  کسی که دارای صحت وسلامت است باید نماز را ایستاده بخواند ولی شخصی که مریض است وظیفه او نشسته است و اگر شخص مریض بلند شود و با وجود دیسکی که دارد و ایستادن برای او اشکال دارد، نماز را ایستاده بخواند نماز او باطل است و باید نشسته خوابیده بخواند چرا؟ چون مخالفت با حکم خدا را کرده و خدا از او این را خواسته، من بارها با مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در بیمارستان بودم، پزشک می‌گوید برای شما وضو اشکال ندارد ما لگن می‌بردیم برای ایشان و وضو می‌گرفتند، می‌گفت اشکال دارد سنگ می‌بردیم و روی سنگ تیمم می‌کردند، یک مرتبه خاک تیمم بردیم پزشک آمد گفت این خاک در بیمارستان خوب نیست، باشد! این موجب ... ایشان فرمودند که ببرید یک سنگ بیاورید التفات می‌کنید، این را می‌گویند منطقی عمل کردن، مطابق با عقل عمل کردن، الان خداوند اراده و تقدیرش بر این تعلق گرفته که این عبدش را به این وضعیت قرار بدهد خب باید به همین وضعیت عمل کرد با قوانین همین موقعیت انسان باید انجام بدهد و اگر خلاف بکند مسئول است، بارها ایشان نماز را در خوابیده خواندند بدون این که حرکتی بکنند، نماز را با تیمم خواندند بسیاری از اوقات من ایشان را تیمم دادم ایشان دستش را نمی‌توانست حرکت کند، آیا این نمازی که الان به این کیفیت می‌خوانند مرتبه آن پایین‌تر از وقتی است که نماز را ایستاده می‌خواند و با صحت و سلامت و شرایط نخیر! این‌طرو نیست فرقی نمی‌کند، ما در آن سفر اولی که در خدمت ایشان من حدود ١٧ سالم بود مدینه مشرف شدیم مکه مشرف شدیم، در مدینه یکی از افرادی که در همان کاروان بود دچار ناراحتی بود نارحتی اگزما بود، بدنش دارای این ناراحتی بود و جراحت می‌کرد و یک روز آمد پیش مرحوم آقا خیلی مرد متین و مؤدب و بافرهنگ و نسبتا باسوادی هم بود گفت که آقا سفر سفر حج است و خلاصه ما حالا می‌خواهیم احرام ببندیم دیگر نزدیکهای حرکتمان بود از مدینه به مکه، می‌خواهیم احرام ببندیم با این وضع، حالا چطور می‌شود حج‌مان اینها، میدانم که این وظیفه ما جدا است، ولی من دلم می‌خواهد یک حجی انجام بدهیم یک احرامی‌داشته باشیم یک وضعیتی که به ما بچسبد، آخر با این وضعیت احرام گذاشتن و با این چیز بدن، یک دعایی شما بکنید که خداوند خلاصه این مسئله را برای ما به نحو دیگری، مرحوم آقا اول هیچی نفرمودند بعد یک قضیه‌ای نقل کردند ایشان فرمودند مرحوم‌