کیفیت ارتباط و اتصال زن با پروردگار متعال
39تلمیذ: میشود سوال کرد از مسئله
استاد: بله بفرمایید
تلمیذ: اگر انسان مجبور بشود برای درمان ... مهاجر کند به محلی که در آنجا خلاف شرع عمل میشود نوار میگذارند یا حالتی هست که خب خلاف شرع است رفتاری در آن مکانها، برای تکرار درمان میشود رفت یا نه! باید جای دیگر مراجعه کرد.
استاد: اگر درمان، علی کل حال معالجه مرض از واجبات است و درمان واجب است اگر انسان جایی را سراغ دارد که این محذورات را نداشته باشد واجب است برود البته خودش را نباید به زحمت و حرج بیاندازد و مثلا فرض کنید که حالا یک به عنوان مثال عرض میکنم که در قم یک جایی هست و فرض کنید که موسیقی میگذارند و امثال ذلک انسان برای این که در این مسئله نباشد بیاید برود تهران در یک جا نه! این حرج است، همین که انسان برود در آن و ذهنش را منصرف کند و توجه خودش را به خدا و منصرف از این مسائل کند تأثیری ندارد انشاءاللَه
تلمیذ: میبخشید ... انسان اگر که زن بخواهد به کمال نهایی برسد همان را باید برای شوهرش بخواهد و زمینه را فراهم کند که در کنار هم با هم پرواز کنند این را خدا دوست دارد
استاد: بله همین، واقعا یک مسئله طبیعی است این را شما واقعا در خودتان نمیبینید، یعنی خیلی عجیب است واقعا مرد میخواهد از این سفره ای که خدا انداخته و این از این سفره بهرهمند بشود اگر واقعا محبت باشد بین مرد ...، یک وقتی اصلا مسائل دیگر هست و خب فرق میکند، ولی اگر واقعا بین ایشان محبت باشد خواهی نخواهی میخواهد زن او بیاید و داخل در این راه و از این نعمت هم بهرهمند بشود، یعنی این یک حالت طرفینی است این یک حالت تمتع از یک نعمتهایی است که نمیشود فقط یک طرفه باشد، تا جایی که یک شخص میخواهد افراد عادی را بیاورد در این راه و افرادی که با آنها غریبه است آنها را بیاورد در سیر وسلوک چطور ممکن است نسبت به عیال خودش یک همچنین مسئلهای نباشد و همین طور زن، زن به واسطه آن محبتی که با مرد دارد، طبعا اتفاقا من خیال میکنم این در خود زن هم بیشتر باشد یعنی اگر زنی فرض کنید که سالک باشد بیشتر از این که مرد مایل باشد او میخواهد که مردش داخل در راه باشد و از اینها بهرهمند باشد و بسیاری از رفقای مرحوم آقا و همینطور از دوستانی که بعد از فوت مرحوم آقا خب ما با آنها توفیق رفاقت را پیدا کردیم، خانمای آنها آنها را آوردند یعنی اول فرض کنید که آن خانم خب خداوند چشمش را باز کرده نور هدایت در دلش قرار داده و مستبصرشده نسبت به خودش، نسبت به راهش، نسبت به مبدأ نسبت به معاد عشقی پیدا کرده حالی پیدا کرده، حال توجهی و وقتی که چشیده مزه این را ه و آن حلاوت و شیرینی این را کشیده

