اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

صداقت رکن مسیر سیر و سلوک

15065
نسخه عربی

صداقت رکن مسیر سیر و سلوک

9
  •  اصلا در آن چه که در مخیله ایشان عبور می‌کند مسئله نفاق نبود، مسئله خود گرفتن نبود مسئله برتری نبود، مسئله امتیاز نبود مسئله جدا کردن حسابها نبود، مسئله پرداختن به این اموری که خب ما معمولا به این مسائل می‌پردازیم اینها اصلا در حیطه ... و ما ایشان را امتحان می‌کردیم مرتبا امتحان می‌کردیم، بارها می‌شد که ما محک می‌زدیم و چیز می‌شد و این‌طور نبود که ایشان یک چیزی بگویند و ما همین‌طور بپذیریم، ما ایشان را امتحان کردیم ما صداقت را در راه ایشان و در ایشان یافتیم التفات می‌کنید، خیلی مسئله مسئله دقیق و مهمی‌است ها! آخر یک شخص که بی جهت و بی حساب که آقای طهرانی نمی‌شود، یک شخص بی جهت و بی حساب که دارای این ملکات و این خصوصیات نمی‌شود، واقعا ایشان وقتی که دست یک بچه پنج ساله را می‌بوسید واقعا خودش را از او پایین‌تر می‌دید، این مسئله تواضع نیست؟ ایشان جلوی عامه مردم نمی‌آمد این کار را بکند دست پسر بچه را بکشد و این طرف و آن طرف عکس بیاندازند و پخش کنند و بگویند چقدر آدم خوبی است ونگاه کن دارد به بچه‌ها محبت می‌کند، در کوچه تنها کسی هم اصلا نبوده کسی هم اصلا خبر نداشته، بچه یکی از رفقا می‌آید رد بشود صبح سحر صدایش می‌کنند که بیا، ایشان هم آمده بودند از منزل بیرون ظاهرا عمامه سبزی داشتند و اینها، ظاهرا یک مقداری داشتند آبی می‌پاشند و چه‌کار کنند، دیدید مثلا بعضی از اوقات می‌آمدند آبی می‌پاشیدند و این چیزها، بله! همین چند ماه به آخر فوتشان خیلی هم نه! مثلا شش یا هفت ماه به فوت ایشان مانده بود، بعد بچه از آن دور می‌آید که برود نان بخرد چه بین الطلوعین بوده که صدا می‌کنند آقا پسر بیا بیا این جا خب حالت چطور است کلاس چندی؟ نمی‌دانم چه و از این حرفها، بعد می‌گویند دستت را بده من و دستش را می‌دهد و بعد ایشان دستش را می‌بوسند و اصلا بچه می‌آید خیلی عجیب منقلب و خیلی عجیب متحول و اصلا زیر و رو می‌شود، می‌آید در منزل پدر و مادرش برای ما تعریف می‌کردند، البته پدرش تعریف می‌کرد، ما دیدیم خیلی عجیب این حالش، چرا این‌جوری شده؟ چرا؟ اصلا همین‌طور گریه می‌کند و چه می‌کند، می‌گوییم چه شده؟ می‌گوید آره من رفتم آقا این کار را انجام داد، اینکه نیامده ایشان جلوی همه این کار را بکند، این از چه حال ایشان حکایت می‌کند، واقعا یک شخصی بنشیند فکر کند ببیند این مرد در سن ٧٢ سالگی که چند ماه دیگر به عمرش باقی نمانده با این حالات و با این وضعیت و با این مقامی‌که دارد این الان جز این که خود را از این بچه پایین‌تر می‌بیند در پیشگاه پروردگار و احساس می‌کند که الان این بچه، حالا من جسارت نمی‌خواهم خدای نکرده یک حرفی بزنم یک چیزی بکنم، ولی علی کل حال تا یک هم‌چنین حالی برای شخص نباشد که این کار را انجام نمی‌دهد، خلاصه احساس می‌کند که این بچه تعظیمش واجب است این بچه احترامش لازم و واجب است، این این کار را انجام می‌دهد، این مسیر مسیر ایشان است، آن‌