صداقت رکن مسیر سیر و سلوک
11وقت خود ما میآییم اینها را نقل میکنیم وخلافش هم عمل میکنیم، خود ما میآییم مطالب را میگوییم بعد خودمان جور دیگری انجام میدهیم، مجالسمان را با همین مطالب گرم میکنیم.
راه خدا راه صدق است یعنی انسان باید دائما کارهایش را به محاسبه بکشاند، حرفهایی که زده به محاسبه بکشاند، این حرفی که الان به فلان کس زدم خواستم جوابش را بدهم یا خواستم برای رضای خدا باشد، حالا بالاخره حرف را زدی بنشین، تا میخواهد بیاید برای رضای بگوید برای نفس بوده شیطان میآید جلو و یواش میگوید نه! نگو برای نفس است این حرفها چیست؟ اگر بگویی بعد باید خجالت بکشی، بعد باید از او عذرخواهی کنی زشت است، ببینید! برای تو زشت است که بلند شوی فرض کنید که حالا بروی خجالت بکشی، حالا بلند شوی بیای این را فرض کیند که بیای بگویی، این را چهکار میکند نفس میآید، از آنطرف نفس لوامه میآید ملامت میکند، دیدی این حرف را به او زدی ناراحت شد خب عیب ندارد تصفیه حساب کردی ولی با لاخره ناراحت شد، بعد یکدفعه شیطان همین که نفس میخواهد بکشاند انسان را که بیافتد در این خط که بلند شود برود سراغش و بگوید معذرت میخواهم ببخشید، هر کاری کردم از سر نادانی بوده، یکدفعه نفس میآید جلو میگوید نه! نه! خودت را کوچک میکنی، جلوی او کوچک میکنی زشت است الان بلند میشود میرود میگوید فلانی آمده در خانه از من عذرخواهی کرده، وانگهی حقش است اصلا باید من میگفتم و اصلا باید ... میآید شیطان هم این وسط، این جا جنگ بین این دو جریان درمیگیرد.
من اینها را که خدمتتان عرض میکنم بعد از فوت مرحوم آقا همه را تجربه کردم که دارم خدمتتان میگویم، من با مسائلی درگیر بودم که در آن مسائل یا میبایست این راه انتخاب میشد یا این که میبایست عذرخواهی میشد و عذرخواهی نشد، در حالی که مثل دو دو تاچهار تا روشن شد قضیه که چه بوده، چرا عذرخواهی نشد؟ چون اگر قرار باشد عذرخواهی بشود میگفت آقا پس با این حرفها چطور جور در میآید خیلی عجیب است ها! این حال مثل سدّسکندر میآید جلو را میگیرد، خدا را در یک کنار میاندازد و شیطان میآید در این طرف سدّ میایستد و میخندد و میگوید خدا را پشت سد قرار دادم نمیتوانی به او برسی، آقا خب برو عذرخواهی کن، آقاجان! ایها الناس! ای مردم در این قضیه حق با مثلا فرض کنید که فلان شخص است در این مسئله بنده عذرخواهی میکنم اینطور میگویم و قضیه اینطور نبوده، خب وقتی که انسان عذرخواهی کرد آن موقع نشاط روحی را احساس میکند، عذرخواهی نکرد کدورت میآید، کدورت میآید و انسان در خودش میگیرد و یک احساس ضیق میکند، آن ضیق شیطان است آن ضیق همان سدّ است همان دیوار است، آن دیوار یعنی انسان خودش را کنار میاندازد و از خود فاصله میگیرد و از آن صفایی که خدا در خودش قرار داده میآید فاصله

