اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

صداقت رکن مسیر سیر و سلوک

15065

صداقت رکن مسیر سیر و سلوک

23
  •  خدا را کشاندم در این مجلس فردا را خدا می‌کشانم در یک مجلس دیگر، پس فردا ... برای چه این کار را می‌کنم؟ برای موقعیت خودم، پس این خدایی که من الان دارم می‌گویم این خدا پیام دارد، پیام انانیت پیام نفسانیت، پیام دنیا پیام ... در کثرات، پیام فرو رفتن در هوا و این خدا می‌شود چه؟ می‌شود شیطان، قرآن بر سر نیره کردن در جنگ معاویه خیال نکنید مال آن زمان بوده، هر روز همین است هر روز قرآن را بر سر نیزه می‌کنند، حالا لازم نیست که نیزه نیزه [ظاهری‌] باشد، هر روز خدا همین خدایی که ما می‌کشیم این وسط و از او به نفع خودمان استفاده می‌کنیم این چیست؟ قرآن بر سر نیزه کردن است دیگر، این قرآن که بر سر نیزه می‌شود باید این قرآن را با تیر زد، امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود قرآن‌ها را با تیر بزنید عجب! آقا قرآن را با تیر بزنیم، کلام وحی را با تیر بزنیم؟ این کلام وحی الان به کلام شیطان مبدل شده و کلام شیطان باید با تیر زده بشود، آن پیام درونی همیشه ملاک است فراموش نکنیم، به آن چه که در ظاهر گفته می‌شود نباید توجه کرد به آن پیامی‌که در لابلای سخنان مخفی است در لابلای ... مخفی است.

  •  آن روز در حدیث عنوان بصری عرض کردم انسان نگاه می‌کند به بعضی افراد می‌بیند چقدر اینها متواضع هستند، خوش‌رو و خوش برخورد، چقدر این آقا با اخلاق، چقدر این آقا با تواضع، این تواضع را برای صعود از پله‌ها قرار داده والا اگر کسی برگردد بگوید آقا شما اشتباه می‌کنی، برمی‌گردد به او می‌گوید غلط کردی خودت اشتباه می‌کنی، من حقم من درستم، پس کجاست آن تواضع، آن تواضع در جای خودش صعود و پلکان به انانیت است و تواضعی مهم است که در تاریکی بین الطلوعین بچه پنج ساله را صدا می‌کند و می‌گوید بیا و دست او را می‌بوسد، این تواضع حق است این فروتنی حق است، آن تواضع نه! در جایش پیدا بشود آن وقت ببنید تواضع هست یا نه، اگرفرض کنید که من باب مثال شخصی بگوید نه ما کسی نیستیم ما چیزی نیستیم، اهل نیستیم، ما بیایم به او بگوییم بله شما کسی نیستی اهل نیستی شما یک شخص عادی هستی، ببیند برخورد او با ما چطور می‌شود، اگر بنده بیایم بگویم ما قابل نیستیم ما این حرفها نیستیم تعاریفی که دوستان می‌کنند ما اهلیتش را نداریم فلان، من بگویم اما اگر یک کسی بیاید و بگوید، همین الان از میان شما آقا این تعاریفی راجع به شما می‌کنند من خیال می‌کنم این تعاریف افراط است اغراق است درست نیست، آن وقت این وسط در این جا من چه می‌شوم؟ یا می‌گویم عجب آدمی‌است خجالت نمی‌کشد، می‌آید به ما این‌طوری می‌گوید خب خودت گفتی، مگر خودت نگفتی اگر درست گفتی چرا ناراحت می‌شوی اگر دروغ گفتی نگو نگو، لذا می‌بینیم مسئله مسئله واقعی است ها! یعنی این جریان حق و باطل و صدق در لحظات زدن پلک‌های ما وجود دارد در خطوراتی که در مغزمان می‌آید وجود دارد، در حرفی که می‌زنیم وجود دارد در عملی که انجام‌