صداقت رکن مسیر سیر و سلوک
21است باید ما خودمان را تطبیق بدهیم نه این که بیاییم حق را به خودمان تطبیق بدهیم، حق را بیاییم به خودمان تطبیق بدهیم، اگر غلط است، برویم اشکال کنیم آقا این مطلب شما اینجا غلط است درست است.
اینجا شیطان میآید جلو شیطان در اینجا میآید جلو، مثل همان که عرض کردم گفت اینجا را انجام بده، پیوند را اینجا انجام بده، چرا؟ چون پسرت است چون نسبت به او عاطفه داری، محبت داری احساس داری، نمیخواهی پسرت از یک دید محروم بشود از یک چشم محروم بشود، این احساس میآید حق را میپوشاند، خب علاقه دارد یعنی تو میگویی مال من باشد مال او نباشد التفات کردید، شیطان میآید در اینجا آن حقی را که، اگر از آن اول حق میگفتی کارت نداشتیم میداند چرا؟ میدانیم آن حق را هم دروغ داری میگویی، این هم که داری میگویی باید این کار را بکنی دروغ است، این را بر اساس ...، چون هنوز به سرت نیامده داری میگویی، اگر به سرت بیاید نمیگویی جور دیگر میگویی، اگر انسان باطلی را از شخصی بشنود که از روی صفا میگوید برای انسان فرق نمیکند هان! از روی صفا، فرض کنید یک بچه پنج ساله، شش ساله بیاید به انسان اعتراض کند، که ای پدر تو به من ظلم کردی، تو به من فلان کردی تو فلان چیز را برای من نخریدی، بستنی را برای من نخرید تو ظالم هستی، خب آدم میداند این حرفهایی که این میزند از روی صفا میزند از روی بچگی میزند، حرف غیر صحیح است حرف درست نیست و کار پدر درست بوده ولی حرفی که ادا میشود از روی صفا است، حقد در آن نیست کینه در آن نیست حسد در آن نیست، این حرف برای انسان ناگوار نیست انسان میخندد یک دستی بر سرش میکشد و میگوید انشاءاللَه خوب بشوی برایت میخرم، نمیدانم پس فردا میخرم حالا حالت بهتر بشود سرش را گرم میکند.

