صداقت رکن مسیر سیر و سلوک
15پیش امیرکبیر یک شب، امیرکبیر تعجب کرد که شب چطور کاری دارد و اینها گفت بیا داخل، گفت فردا قرار است یک محکمهای تشکیل بشود بین برادرزاه یا خواهرزاده شما و بین یک شخص دیگر راجع به این قضیه، من آمدم اول از حضرت امیر خلاصه استیذان کنم و اجازه بگیریم و خلاصه ببینم نظر ایشان نسبت به این محکمه چیست؟ چطوری من این محکمه را بگردانم تا این که این خواهرزاده جناب امیر خلاصه محکوم واقع نشود؟ التفات میکنید، گفت خاک بر سرت با آن فرض کنید که دینت و با آن دیانت تو و با آن خلاصه علمیداری و با آن چه را که به دنبالش هست، امیرکبیر هم ناراحت شد و عمامه او را برداشت زد در سرش گفت برو گمشو برو گمشو دیگر و یک شخص دیگری آورد و او را به اصطلاح حاکم شرع کرد و این مسئله همه جا هست.
یکی کسی از اطبای مشهد این از همین دوستان ما، آقای دکتر خاکشور که در مشهد است و بسیار طبیب متخصصی است راجع به قرنیه و پیوند قرنیه و امثال ذلک ایشان خودش این قضیه را برای من تعریف کرد، در مسئله قرنیه میگویند تنها عضوی که بعد از فوت شدن میتواند چند ساعت زنده بماند همین قرنیه چشم است سلولهایش نمیمیرد، لذا بعد از فوت این قرنیه را در میآیند به بعضی که قرنیه آنها اشکال پیدا کرده پیوند میزنند، یکی از افرادی که در مشهد هست ایشان خودش گفت ایشان شدیدا با این مسئله مخالفت کرده شدیدا، میگفت نه! حرام است و نمیشود از مرده چیزی را درآورد مثله کردن مرده حرام است، میگفتیم بابا مسئله این طور است و فلان است و اشکالی هم ندارد از نظر فقهی اشکالی ندارد، ولی خب نظر آن آقا بر این بوده یعنی نسبت به مرده اشکال ندارد والا نظر حقیر بر این است وقتی که شخص زنده است نمیشود اعضای او را حتی پیوند کلیه هم که باید از شخص زنده انجام بگیرد حرام است، چون نقض عضو است و نقض عضو موجب حرمت است، ولی اگر از دنیا برود یا اینکه مرگ حتمی و واقعی برای او اتفاق افتاده، مرگ مغزی ولکن قلب او را با همین دستگاههایی که پمپاژ میکنند و برمیگردانند که مرگ واقعی است در آن جا هم اشکال ندارد که هنوز بدن گرم است ولی در واقع او مرده است، نه این که او حیات دارد ولی تا وقتی که قلب خود به خود میزند این زنده به حساب میآید گرچه انعکاسات و ارتعاشات مغز منتفی باشد، ولی باز این زنده است و روح از این مفارقت نکرد علی کل حال این شخص میگفت که شدیدا مخالفت میکرد و ما هر چه میگفتیم آخر آقا قرنیه را به شخص مریض وصل کردن به معنای زندگی دادن به او است، یک شخصی که کور است این اصلا از زندگی محروم است چطور شما این قدر مخالفت میکنید آن هم از مرده در میآوریم از زنده که درنمیآوریم علی کل حال، میگفت این قضیه شد تا این که پسر این شخص داشت از یک جا عبور میکند و شاخه درخت رفت در چشمش، همین شخص آقای عالم شاخه درخت ...

