صداقت رکن مسیر سیر و سلوک
13میگیرد، از آن انسانیت فاصله میگیرد از آن صدق فاصله میگیرد، از آن حقیقت میآید فاصله میگیرد، لذا به هیچ چیزی در سیر و سلوک به اندازه صدق توصیه نشده، که انسان صادق باشد انسان صادق باشد.
این که خدمتتان عرض میکنم از این باب است که در این مسائلی که با مخدرات و با سروران در میان میگذاریم مسائلی که هست همان طوری که خدمتتان عرض شد [قرار] در این است که سلوک مناسب با سلوک زن صحبت بشود و مسائلی که در این حیطه است خب البته اصل سلوک که یکی است، ولی چون ظهورات آن در زن و مرد تفاوت میکند از این نقطه نظر به مناسبت با این به اصطلاح ما حکم و موضوع مناسبت با نحوه جلسه از این نحوه قضیه صحبت میشود، یک روز یکی از رفقا آمد پیش من و گفت من میخواهم بروم فلان جا و برای انجام یک کاری، بله بعد میگفت عیال من مخالفت میکند میگوید نه! برای چه شما میخواهی بروی چرا این مسئله هست؟ چرا باید اینطور باشد چرا شما باید بروی آن کار آن شخص را انجام بدهی؟ چرا شما باید بروی دنبال رفع حاجت فلان شخص، مگر این چطور است مگر آن چطور است؟ من گفتم شما به عیالت این را بگو اگر من برای رسیدن به حاجت مادرت میروفتم یک هفته مسافرت، تو اعتراض میکردی اگر پنج روز برای رسیدن به حاجت یکی از اقوامت میرفتم تو اعتراض میکردی، اینجا مسئله مهم است مسئله این جا دقیق میشود، که اگر قرار بر این باشد که آن شخص نیاز داشته باشد اگر انسان بیاید حساب مادرش را، حساب برادرش را حساب قوم وخویش خودش را، حتی حساب خودش را بیاید و جدا کند از حساب یک بنده مؤمن دیگر، یک بنده مومن دیگر، اینجا خدا میگوید چه؟ خب این را به حساب ما نوشتیم، یک وقتی شخص میخواهد اجحاف کند، ظلم کند از سر خود و از روی هوی و هوس میخواهد به دنبال یک مسئله برود، خب این یک حساب جدای دارد، مسئله به این نحو ...، یک وقتی نه واقعا آن شخص نیاز دارد و احتیاج دارد درست شد و ما نظیر این مسائل خیلی در زمان مرحوم آقا دیدیم، خیلی در زمان ایشان این قضیه را دیدیم، التفات کردید مسئله چقدر مهم است.

