صداقت و خلوص نیت شرط اساسی تکامل
33به قول یکی از چیزها بود دکتر مهدی آذر پزشک معالج ایشان میگفت که یک روز به حاج هادی ابهری گفته بود تو حاجی چه داری؟ زمین داری باغ داری؟ این چه ارتباطی با این آقا داری آقای طهرانی دارد، تو را دکتر میآورد میبرد، خلاصه خصوصیاتش را چیز میکند، نمیدانم مالت را به اسم او کردی املاک دارد فلان دارد چی چی داری، میخندد و میگوید ارتباط ما ارتباطی است که کسی نمیفهمد کسی نمیفهمد التفات کردید و همین نامه کارش را میسازد به طوری که دیگر بعد از او متنبه میشود و خلاصه ابتهال میکند تضرع میکند و خداوند هم به واسطه آن اخلاصی که دارد دست او را میگیرد و مرحوم آقا میفرموند حاج هادی ابهری در آن روزهای آخر عمر مطلب دیگر برایش منکشف شد و قبول کرد، صداقت باعث نجات شد آدم صادق باشد.
من مطلبی را که چندی پیش به یکی از دوستان گفتم این بود که تو اگر پیش عمر هم حتی هستی صادقانه باش، خودت را گول نزن صادقانه باش، هر جا میخواهی باش باش البته اگر صادق باشی که قطعا نیستی، صادقانه باش و هر جا میخواهی باش، انسان نباید خودش را گول بزند انسان نباید خودش را فریب بدهد، انسان نباید خد را در دستخوش احساسات قرار بدهد این ا حساسات یک روز تمام میشود، این مسائل یک روز تمام میشود اینهایی که خدمتتان عرض میکنم همه را تجربه کردم ها! همه را تجربه کردیم و اگر میتوانستم حتی بیان میکردم، ولی تجربه کردیم این مطلب مسلم است، اگر انسان دین خود را و خدای خود را به دست احساسات بسپارد به دست ارتباطات بسپرد، نه! به دست ضوابط و خدای رابطی را بر زندگی خود حاکم کند روزی خواهد رسید که این ارتباط قطع میشود، خدای رابطی هم میرود کنار چون خدایی در کار نیست، تو خدایی را تا به حال قبول داشتی که آن خدا تو را از فلان جریان و فلان جریان باز ندارد، تو را به فلان جریان و فلان جریان متصل کند، خب آن جریان هم الان از بین رفته پس الان تو دیگر خدایی را در اختیار نداری و ندای واحسرتا واحسرتا علی فی فرطت فی جنب اللَه أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَه وَ إِنْ كنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ الزمر، ٥٦

