اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

موضوع: بیان مبانی سیروسلوک 1 – مطالبي را كه مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه بيان مي‌كردند بر اساس حقائق ثابت و لا يتغير بوده است و نه بر اساس مصلحت‌انديشي‌ها و لحاظ منافع شخصی. 2 – چگونه افرادي كه داراي حسن نيّت مي‌باشند در برخي از موارد دچار گمراهي مي‌شوند. 3 – اختلاف آية اللَه آقاي حاج سيد محسن طهراني با ديگر افراد بيت مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه پس از رحلت ایشان در بيان حقّ. 4 – كيفيت آشنائي مرحوم آية اللَه خوئي با مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه. 5 – مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه خطاب به مرحوم آية اللَه خوئي مي فرمايند: شما كه اهل تحقيق هستيد چرا مطلبي را بي‌دليل قبول مي‌كنيد. 6 – رفتار و گفتار مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه بر اساس حق و صدق بود. 7 معناي وحي و آينه بودن پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ در بيان وحي. 8 – نارضايتي مرحوم حداد رضوان اللَه عليه از شخصي كه بدون رضايت پدرش به ديدن ايشان مي‌‌آمد.

اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک

توضیحات:

موضوع: بیان مبانی سیروسلوک 1 – مطالبي را كه مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه بيان مي‌كردند بر اساس حقائق ثابت و لا يتغير بوده است و نه بر اساس مصلحت‌انديشي‌ها و لحاظ منافع شخصی. 2 – چگونه افرادي كه داراي حسن نيّت مي‌باشند در برخي از موارد دچار گمراهي مي‌شوند. 3 – اختلاف آية اللَه آقاي حاج سيد محسن طهراني با ديگر افراد بيت مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه پس از رحلت ایشان در بيان حقّ. 4 – كيفيت آشنائي مرحوم آية اللَه خوئي با مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه. 5 – مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه خطاب به مرحوم آية اللَه خوئي مي فرمايند: شما كه اهل تحقيق هستيد چرا مطلبي را بي‌دليل قبول مي‌كنيد. 6 – رفتار و گفتار مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه بر اساس حق و صدق بود. 7 معناي وحي و آينه بودن پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ در بيان وحي. 8 – نارضايتي مرحوم حداد رضوان اللَه عليه از شخصي كه بدون رضايت پدرش به ديدن ايشان مي‌‌آمد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک

10
  • امروز داشتم فکر می‌کردم راجع به یک مسئله ای به نظرم خورد از کلام پیغمبر از کلام رسول خدا دیدم واقعا ما این که دنبال پیغمبر هستیم و پیغمبر را پیغمبر می‌دانیم و اینها این بیخود و بی‌جهت نیست، پیغمبری یک لباسی نیست که بیایند قامت کسی بکنند و خلعتی بیایند ببخشند و بر تخت بنشانند و به عنوان خلافت و به عنوان پیامبری بیایند شخص را معرفی کنند، پیامبر وجودش وجود صدق است، وجودش وجود آیینه حق است، آیینه‌ای است که در آن موج نیست آن‌چه را که به او القا می‌شود همان طور برمی‌گرداند، دیدید بعضی از آینه‌ها شفاف نیستند وقتی که یک صورتی، وقتی که شکل در آن جا جلوه [می‌کند] وقتی می‌خواهد برگردد یک مقداری کدر برمی‌گردد، بعضی آینه‌ها خراب هستند زنگ زده هستند صورت را کج نشان می‌دهند حالا صورت صورت خوب است ولی وقتی انسان در آینه نگاه می‌کند دانه دانه می‌بیند، زنگ زده پشت آن زنگ زده بعضی از آینه‌ها موج دارند وقتی انسان نگاه می‌کند صورت را معوج نگاه می‌کند کج و معوج نشان میدهد این آینه‌ها آینه‌های خوبی نیست، آینه خوب آن آینه‌ای است که همان چه که در خارج هست صورت علمی‌آن را برمی‌گرداند، این درخارج صورت عینی دارد، آن صورت علمی‌دارد صورت علمی، وحی عبارت است صورت عینی حقایق عالم تکوین و عالم کون و عالم وجود وقتی که این وحی بر قلب پیغمبر می‌آید همین که می‌خواهد از این آینه رفلکس کند برگردد این می‌شود صورت عینی، عین همان چیزی است که در قلب پیغمبر آمده و کج نمی‌شود.

  • لذا شما در قرآن می‌بینید آیاتی که برای پیامبر آمده است بعضی از این آیات، آیات مدح است‌ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكمْ وَ لكنْ رَسُولَ اللَه وَ خاتَمَ النَّبِيينَ‌ الأحزاب، ٤٠ این محمد پدر قوم و خویش‌های شما نیست که همین‌طوری دارید او را صدا می‌کنید یا محمد حدثنی یا محمد کذا یا محمد، احترام دارد رسول اللَه است خاتم النبیین است این آیات چیز وَ ما أَرْسَلْناك إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ‌ الأنبیاء، ١٠٧ یا لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ البلد، ١ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ البلد، ٢ من به آن شهری که تو در آن زندگی می‌کنی نمی‌توانم قسم بخورم از عظمت و جلالت، آن آیاتی که دلالت بر عظمت پیغمبر مقام پیغمبر آن حقیقت پیغمبر، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ‌ الطارق، ١٣ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ‌ الطارق، ١٤ وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ‌ التکویر، ٢٣ راجع به مشاهدات جمالیه و جلالیه حضرت رسول اکرم راجع به مشاهدات ذاتیه آن حضرت که این در یک جایی است که در آن جا کسی نمی‌تواند، فَكانَ قابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنى‌ النجم، ٩ این آیاتی که دلالت بر عظمت و جلال رسول خدا می‌کند، از آن طرف می‌بینم یک آیات دیگر هم هست، آیاتی است که حساب پیغمبر را می‌خواهد برسد، آیات حسابرسی آیاتی که دلالت بر حسابرسی می‌کند و وضعیت پیغمبر را می‌خواهد روشن کند، خلاصه اگر بخواهد از خود اضافه کند و کم کند این جا حساب و کتاب دارد در آن آیه می‌فرماید: وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَينا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ‌ الحاقة، ٤٤ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيمِينِ‌ الحاقة، ٤٥ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ‌ الحاقة، ٤٦ فَما مِنْكمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ‌ الحاقة، ٤٧ اگر این پیغمبر بخواهد یک کلمه اضافه کند یا بخواهد یک کلمه کم کند چنان ما او را می‌گیریم که استخوان کمر او را خرد می‌کنیم و آن رگ حیاتی او را بیرون می‌کشیم، ببینید چه عبارتهایی راجع به ...، خیال نکنی [چون رسول خدا هستی‌] هر کاری می‌خواهی می‌توانی انجام بدهی یا این که فکر کنید که بخواهی چیز بکنی، بخواهی فرض کنید که محبت اضافی، مثلا ارفاقی بخواهی بکنی آن چه را که ما می‌گوییم باید عینا همان را تو بیای ابلاغ کنی، حق نداری کم و زیاد کنی درست شد و ما می‌بینیم هر دوی این آیات را پیغمبر می‌آید، و برای مردم می‌گوید بدون هیچ گونه رودربایستی این می‌شود پیغمبر، یعنی هم آیاتی که این آیات دلالت بر مجد و عظمت می‌کند در ابلاغش به مردم سر سوزنی در احوال پیغمبر اثر نمی‌گذارد و هم آیاتی که دلالت بر خلاصه حسابرسی و مقام عزت و مقام غیرت پرودرگار و مقام استواء همه مردم در مقام ربوبی و مقام پیشگاه عظمت خدا می‌کند در آن جا می‌گوید تو با بقیه یکسان هستی هیچ تفاوتی نیست در قضیه، آن جا هم می‌بینی پیغمبر ... تندتر هم بیاید بگوید زودترهم بیاید، حالا من دارم می‌گویم ولی برای او که فرق نمی‌کند، این می‌شود رسول خدا، این می‌شود پیغمبر، این می‌شود آن کسی که از نفس عبور کرده، آن کسی که آینه شده آینه بی موج شده، ما همه آینه هستیم ولی کم و زیاد می‌کنیم کم و زیاد می‌کنیم، آن جایی که به نفع ما است می‌آییم یکخورده مسائل را می‌پیچانیم توجیه و تعبیر، آن جایی که به ضرر ما است می‌آییم به یک نحوه دیگر بیان می‌کنیم آقا آن جا این طور شده به ضرر ما شده‌ای کذا ای‌فلان این بخاطر چیست؟ به خاطر این که آینه کدر است، نه آقا صریح [باشیم‌]! و تا به این نقطه نرسیم فایده ای ندارد یعنی به این نقطه که هر چه هست بپذیریم کم و زیاد نکنیم و تا به این نقطه نرسیم شرکت در این مجالس برای ما سودی ندارد نفعی ندارد و تا به این نقطه نرسیم و متوجه نشویم ... حالاتی هست جریاناتی هست مسائلی هست، اما آن بهره کافی را ما نمی‌توانیم، آن بهره کافی را انجام بدهیم، راه سلوک و طریق الی اللَه و حرکت در طریق الی اللَه در راه خدا، می‌دانید در یک جمله یعنی چه؟ یعنی انسان خود را تطبیق بدهد با آن چه که او بر انسان تکلیف کرده این است، این می‌شود سلوک انسان خودش را تطبیق بدهد، نیاید بگوید من این طوری دلم می‌خواهد خب این طوری عیب ندارد انسان دلش بخواهد ولی بالاخره این سلوک نیست این تطبیق نیست، هر چه قدر انسان بیشتر تطبیق بدهد بیشتر گرفته، بیشتر استفاده کرده.

/