اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک
29پس سلوک چه شد؟ سلوک این است که انسان حرکتش با مبانی و با تکالیف تطبیق کند ولو برای او مشکل بیاید ولو برای او سخت بیاید، چون اگر آسان بیاید که کاری نیست مسئلهای نیست، مثلا فرض کنید که از نظر سلوکی به ما دستور بدهند که آقا امشب باید یک غذای مفصل غذای چلوکباب کذا امشب بخورید دستور دارید این خیلی خب ما همیشه از این دستورات خیلی استقبال میکنیم، آقا امشب باید یا فرض کنید فردا باید به فلان گردش بروید و چند روزی را در تفریح و تفرج اینها بگذرانید خب خدا خیرتان بدهد همیشه از این دستورات به ما بدهید، این که دستور سلوکی نشد.
دستور سلوکی دستور عبور از نفس است، دستورات سلوکی دستورات پاگذاشتن روی هوا است، هیچ کس با رسیدن به مشتهیات و منویات خودش از نفس نمیتواند بگذرد این مسئلهای بود که من میخواستم خدمت شما بگویم.
پس سلوک عبارت است از تطبیق امور، تطبیق حرکات وگفتار با تکلیف، والا نه مکه رفتن نه زیارت امام رضا علیه السلام رفتن، نه عمره رفتن نه کربلا رفتن، نه به دیدن بزرگان و اولیا رسیدن، هیچ کدام اینها کمترین اثری در صورتی که مخالف با تکلیف باشد برای انسان ایجاد نمیکند، تمام این حرکتها و گردشها و بلند شدنها و نماز شب خواندنها و ایستادن و قرآن خواندن و اینها، یک وقتی انسان نگاه میکند میبیند عجب تمام اینها روی نفس بوده، بخاطر فرار از تکلیف به قرآن پناه میآورد التفات میکنید، به خاطر فرار از تکلیف و اشباع نفس به نماز شب روی میآورد و نماز شب میخواند و گریه میکند در نماز شب، نماز شب دو ساعت طول میدهد آیه ... من دیدم دیدم افراد را، این طور هستند.
آن روز درجلسه مخدرات نمیدانم شما حضور داشتید یا حضور نداشتید من در آن جا گفتم یکی از بستگان ما و از نزدیکان مرحوم پدرما این از همین خانمهایی بود که جلسات هفتگی داشت جلسات روزانه داشت، ختم انعام بود سفره کذا بود دعای ندبه بود و چه بود و چه بود و مجلس روضه بود و خودش هم روضه میخواند، خانم جلسهای دیگر عین خانم جلسه که زیاد هستند و خانم جلسهای خیابان کذا و کذا معروف بود خانم جلسهای و مسائل میپرسیدندو سوالات شرعی و کذا و کذا

