اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک
19قابل ارزش است و قابل تقدیر است، روی این حساب این حرکت و این گذشت و این یک نتیجهای بدهد یک فایده داشته باشد و مسئله به عنوان صرف یک مجلس برویم آقا را ببینیم و فرض کنید که استفاده کنیم و نه! اینها بالاخره خیال نمیکنم چندان هم چنگی به دل بزند اینها آن چه که هست این است که مطالبی اگر از روش بزرگان از تجربه بزرگان اینها هست این مطالب مطرح بشود اینطور نباشد.
یک وقتی ما با مرحوم آقا و یک عده ای به زیارت علی بن موسی الرضا علیهم السلام مشرف شدیم در آن جا یک قضیه ... [٥٠: ٤٤ صوت قطع میشود] با فلان مسئله در تعارض است و زیارت تو حرام است و آن شخص گوش نمیداد و میرفت زیارت، این منظورم است یعنی رسیدن به جایگاه صحیح سلوک برای انسان، برای خودش به آن جایگاهی که باید در آن جایگاه باشد حالا مردم چه میگویند و به انسان چه نظر میکنند اینها همه یک طرف، من بین خود و بین خدا چه جایگاهی داشته باشم این مورد نظر حقیر است، هر شخص جایگاه خودش را و حرکت خودش را، که حرکت فکری و علمی و چه حرکت باطنی و نفسی، این باید جایگاهش مشخص بشود یک وقتی خدای نکرده سر خود یک عملی را انجام ندهیم، بعد از چند سال متوجه بشویم و آن حسرت دامنگیر ما بشود این مسئله نیست.
امروز داشتم فکر میکردم راجع به یک مسئله ای به نظرم خورد از کلام پیغمبر از کلام رسول خدا دیدم واقعا ما این که دنبال پیغمبر هستیم و پیغمبر را پیغمبر میدانیم و اینها این بیخود و بیجهت نیست، پیغمبری یک لباسی نیست که بیایند قامت کسی بکنند و خلعتی بیایند ببخشند و بر تخت بنشانند و به عنوان خلافت و به عنوان پیامبری بیایند شخص را معرفی کنند، پیامبر وجودش وجود صدق است، وجودش وجود آیینه حق است، آیینهای است که در آن موج نیست آنچه را که به او القا میشود همان طور برمیگرداند، دیدید بعضی از آینهها شفاف نیستند وقتی که یک صورتی، وقتی که شکل در آن جا جلوه [میکند] وقتی میخواهد برگردد یک مقداری کدر برمیگردد، بعضی آینهها خراب هستند زنگ زده هستند صورت را کج نشان میدهند حالا صورت صورت خوب است ولی وقتی انسان در آینه نگاه میکند دانه دانه میبیند، زنگ زده پشت آن زنگ زده بعضی از آینهها موج دارند وقتی انسان نگاه میکند صورت را معوج نگاه میکند کج و معوج نشان میدهد این آینهها آینههای خوبی نیست، آینه خوب آن آینهای است که همان چه که در خارج هست صورت علمیآن را

