اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک
17رفقا و دوستان میدانند نسبت به طرح مسائلی که بعد از زمان مرحوم آقا مطرح شد چقدر من حساسیت به خرج دادم و همان حساسیت موجب شد که خلاصه ما در یک جریانی مخالف با سایر جریانات قرار بگیریم و همان حساسیت الان هم وجود دارد بدون یک ذره کم و زیاد، یعنی به اندازه یک سر سوزنی از حساسیت من نسبت به طرح مسائلی که مطرح شده و میشود کاسته نشده مطلقا و من حیات خودم را و زندگی خودم را در گرو صدق میبینم، یعنی هیچ ضرری نمیبینم از اینکه ما صدق کردیم نه وضع دنیایمان نه وضع آخرتمان، راست باشد انسان با مطالب راست باشد با وقایع راست باشد با تاریخ راست باشد کلک نزند، نسبت به قضایا و مسائل کلک نزند آنچه را که هست باشد، این آنچه بود که ما از مرحوم آقا رضوان اللَه علیه دیدیم لذا به ایشان اعتماد داشتیم، اینهایی که میخواهم خدمتتان عرض کنم تمام اینها زیربنا است ها! همانطور که عرض کردم برای مسائل وجلسات آینده که اصلا ما متوجه بشویم چه میخواهیم، در این مجالس دنبال چه میگردیم در این مجالس چه چیزی را پیگیری میکنیم آیا این مجالس مثل سایر هیئات است، آیا مثل آمدن و رفتن و نشستن و صحبت کردن و اینها است خب ما ما نباید وقتمان را تلف کنیم نه شما تلف کنید، در مسائلی که اخیرا اتفاق افتاد خب مخدرات میدانند من احساس کردم مطالبی را شما دارید می گویید، در تهران ظاهرا به آن توجهی نمیشود، ما بلند میشویم از این جا میرویم تهران دو ماه یکبار، در میان مخدرات صحبت میکنیم اینطرف و آنطرف بعد میبینیم هر کسی دارد کار خودش را انجام میدهد، خب این ما که وقت زیادی نداریم ... و من دیدم وقتی که اینطور هست، خب نمیشود اینطور این مسئله [بایستی] درست بشود.
الحمدلله علی کل حال دوستان محبت کردند لطف کردند بزرگواری نشان دادند جسارتهای ما را تحمل کردند تجری ما را تحمل کردند، علی کل حال نقائص ما را با بزرگواری خودشان ترمیم کردند الحمدلله به نقطه مثبت رسیدم، نکته مهم این است که ما بتوانیم صحیح صحیح حرکت کنیم نه غلوی نه افراطی نه تفریطی این مسئله مورد نظر من است در تشکیل این جلسات، یعنی طرح مسائل و مبانی مرحوم آقا رضوان اللَه علیه، مبانی اخلاقی و آنچه را که خب بیشتر به مخدرات مربوط است تا به آقایان روش ایشان مبنای ایشان مبنای سلوکی ایشان کیفیت حرکت و کیفیت راه بالاخره به قول مرحوم آقا ما که توان داریم میگذاریم یک گذشتی داریم میکنیم یک انفاقی داریم میکنیم، یعنی افرادی که میآیند دوستانی که در این جا میآیند بالاخره همینطوری که نمیآیند، بالاخره همه زندگی دارند همه کار دارند بچه دارند، بچه هایشان را لابد سپردند به افرادی، با آمادگی آمدند، وقت گذاشتند اینها بالاخره

