اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک
35راست بود چرا؟ چون خدا صدق دارد خدا راست است صدق مطلق خدا است راستی مطلق خدا است، آن حقیقتی که هیچ گونه کجی انحراف پستی بلندی اعوجاج در آن حقیقت راه ندارد آن حقیقت خدا است و اولیاء خدا چون آنها از نفس و نفسانیات گذشتند و مندک شدند در آن حقیقت شاکله آنها مبدل به صدق شده.
خب امیدورایم که دعا بفرمایید هم برای خود هم برای ما، ما بیچارهها، ما که واقعا وقتمان هیمنطور دارد میگذرد و ماه رجب هم دارد تمام میشود دستمان هم واقعا خالی، مرحوم آقا وقتی که ماه رجب میشد و رمضان اواخر میرسیدم میگفتند ببین فلانی دستمان خالی است و ماه هم دارد تمام میشود وقتی بزرگان و آنها البته این را برای ما میگفتند، البته نمیدانم حال آنها چه بود و قضیه آنها چه بود، ما که دیگر بله ما به قول آقا من میفرمودم انا من عباداللَه المرخصین ما مخلصین ما جزو مرخصین آن هستیم، حالا علی کل حال دعا کنید که خداوند اگر هم به مجاز میگفتیم به لطف خودش این مجاز را به حقیقت مبدل کند و اگر هم به ادعا میگفتیم از کرم او به دور نیست که این مجاز و ادعا را به صدق و حقیقت مبدل کند و خودش اهتمامی بدهد، عشق به حرکت در راه خودش را به ما عنایت کند که با آن عشق و با آن حب و با آن اهتمام دیگر هیچ مشکلی برای انسان مشکل نمینماید و هیچ صعبی که برای دیگران صعب است برای انسان صعب نه! بلکه سهل خواهد شد و خیلی انسان دیگر راحت از قضایا میتواند رد بشود، خیلی راحت چیزی که تا الان نمیتوانست از او عبور کند و برای او سد عظیمیبود برای او مشکل عظیمیبیاد من بیایم این کار را بکنم ...، راحت نه حسابی نه خیلی راحت خیلی آرام و خیلی، برای چیست؟ بخاطر این است که خداوند متعال محبتی را در دل او داده که هیچ اکسیری دیگر به او نخواهد رسید و نعمتی را به او ارزانی داشته که دیگر هیچ کاستی نمیتواند با او هماورد بشود و با او بخواهد، هر چه میخواهد باشد این آن اکسیر را دیگر به وجود آورده در دلش محقق کرده.

