اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک
23بیای ابلاغ کنی، حق نداری کم و زیاد کنی درست شد و ما میبینیم هر دوی این آیات را پیغمبر میآید، و برای مردم میگوید بدون هیچ گونه رودربایستی این میشود پیغمبر، یعنی هم آیاتی که این آیات دلالت بر مجد و عظمت میکند در ابلاغش به مردم سر سوزنی در احوال پیغمبر اثر نمیگذارد و هم آیاتی که دلالت بر خلاصه حسابرسی و مقام عزت و مقام غیرت پرودرگار و مقام استواء همه مردم در مقام ربوبی و مقام پیشگاه عظمت خدا میکند در آن جا میگوید تو با بقیه یکسان هستی هیچ تفاوتی نیست در قضیه، آن جا هم میبینی پیغمبر ... تندتر هم بیاید بگوید زودترهم بیاید، حالا من دارم میگویم ولی برای او که فرق نمیکند، این میشود رسول خدا، این میشود پیغمبر، این میشود آن کسی که از نفس عبور کرده، آن کسی که آینه شده آینه بی موج شده، ما همه آینه هستیم ولی کم و زیاد میکنیم کم و زیاد میکنیم، آن جایی که به نفع ما است میآییم یکخورده مسائل را میپیچانیم توجیه و تعبیر، آن جایی که به ضرر ما است میآییم به یک نحوه دیگر بیان میکنیم آقا آن جا این طور شده به ضرر ما شدهای کذا ایفلان این بخاطر چیست؟ به خاطر این که آینه کدر است، نه آقا صریح [باشیم]! و تا به این نقطه نرسیم فایده ای ندارد یعنی به این نقطه که هر چه هست بپذیریم کم و زیاد نکنیم و تا به این نقطه نرسیم شرکت در این مجالس برای ما سودی ندارد نفعی ندارد و تا به این نقطه نرسیم و متوجه نشویم ... حالاتی هست جریاناتی هست مسائلی هست، اما آن بهره کافی را ما نمیتوانیم، آن بهره کافی را انجام بدهیم، راه سلوک و طریق الی اللَه و حرکت در طریق الی اللَه در راه خدا، میدانید در یک جمله یعنی چه؟ یعنی انسان خود را تطبیق بدهد با آن چه که او بر انسان تکلیف کرده این است، این میشود سلوک انسان خودش را تطبیق بدهد، نیاید بگوید من این طوری دلم میخواهد خب این طوری عیب ندارد انسان دلش بخواهد ولی بالاخره این سلوک نیست این تطبیق نیست، هر چه قدر انسان بیشتر تطبیق بدهد بیشتر گرفته، بیشتر استفاده کرده.

