اهمیت جایگاه صدق در سیر و سلوک
21برمیگرداند، این درخارج صورت عینی دارد، آن صورت علمیدارد صورت علمی، وحی عبارت است صورت عینی حقایق عالم تکوین و عالم کون و عالم وجود وقتی که این وحی بر قلب پیغمبر میآید همین که میخواهد از این آینه رفلکس کند برگردد این میشود صورت عینی، عین همان چیزی است که در قلب پیغمبر آمده و کج نمیشود.
لذا شما در قرآن میبینید آیاتی که برای پیامبر آمده است بعضی از این آیات، آیات مدح است
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكمْ وَ لكنْ رَسُولَ اللَه وَ خاتَمَ النَّبِيينَ الأحزاب، ٤٠ این محمد پدر قوم و خویشهای شما نیست که همینطوری دارید او را صدا میکنید یا محمد حدثنی یا محمد کذا یا محمد، احترام دارد رسول اللَه است خاتم النبیین است این آیات چیز وَ ما أَرْسَلْناك إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ الأنبیاء، ١٠٧ یا لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ البلد، ١ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ البلد، ٢ من به آن شهری که تو در آن زندگی میکنی نمیتوانم قسم بخورم از عظمت و جلالت، آن آیاتی که دلالت بر عظمت پیغمبر مقام پیغمبر آن حقیقت پیغمبر، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ الطارق، ١٣ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ الطارق، ١٤ وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ التکویر، ٢٣ راجع به مشاهدات جمالیه و جلالیه حضرت رسول اکرم راجع به مشاهدات ذاتیه آن حضرت که این در یک جایی است که در آن جا کسی نمیتواند، فَكانَ قابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنى النجم، ٩ این آیاتی که دلالت بر عظمت و جلال رسول خدا میکند، از آن طرف میبینم یک آیات دیگر هم هست، آیاتی است که حساب پیغمبر را میخواهد برسد، آیات حسابرسی آیاتی که دلالت بر حسابرسی میکند و وضعیت پیغمبر را میخواهد روشن کند، خلاصه اگر بخواهد از خود اضافه کند و کم کند این جا حساب و کتاب دارد در آن آیه میفرماید: وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَينا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ الحاقة، ٤٤ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيمِينِ الحاقة، ٤٥ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ الحاقة، ٤٦ فَما مِنْكمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ الحاقة، ٤٧ اگر این پیغمبر بخواهد یک کلمه اضافه کند یا بخواهد یک کلمه کم کند چنان ما او را میگیریم که استخوان کمر او را خرد میکنیم و آن رگ حیاتی او را بیرون میکشیم، ببینید چه عبارتهایی راجع به ...، خیال نکنی [چون رسول خدا هستی] هر کاری میخواهی میتوانی انجام بدهی یا این که فکر کنید که بخواهی چیز بکنی، بخواهی فرض کنید که محبت اضافی، مثلا ارفاقی بخواهی بکنی آن چه را که ما میگوییم باید عینا همان را تو

