مراتب عمل و حقیقت محو شدن گناهان
8البته خب این نوشتن نوشتن [معمولی] نیست ها! آن نوشتن حفظ نفس عمل در نفس خود ملک است که آن جنبه کدورت و آن جنبه عمل در نفس ملک به عین خارجی! نه به صورت [ذهنی]، به عین! یعنی همان عین واقعه خارجی، همان عملی که ما با دست خود داریم انجام میدهیم، همان عمل در نفس ملک ذخیره است، نه عکسش، نه صورتش، نه فیلمش، خود آن عمل به صورت علّیِ خودش که صورت مثالی است.
ما خیال میکنیم که مسئله برعکس است، ما خیال میکنیم این اعمالی که انجام میدهیم اصل این است، اصل این اعمال است، بعد آن وقت یک دوربینی میآید از این عمل ما یک فیلمی برمیدارد حالا آن فیلم میشود [کپی این اصل] یک عکسی برمیدارد این عکس را در روزنامه چاپ میکنند این دیگر فرع میشود، وقتی یک کسی نگاه به این عکس میکند، نگاه به این نشستن شما میکند، نمیگوید این اصل است میگوید این عکس است، خود آن آقا الان نیست در اینجا نشسته و رفته، این چه میشود؟ این اصل است.
بعد آن وقت مثلا آنچه را که ما میبینیم، یا افراد میبینند در خواب میبینند، در مکاشفه میبینند، در عالم واقع میبینند، آن میشود فرع نسبت به این عمل، این عمل میشود عمل مادی و عمل عالم مُلک و عالم شهادت، این عملی که ما داریم انجام میدهیم. اما قضیه برعکس است، یعنی چه؟ یعنی آن حقیقت عمل و واقع و اصلش آن که در مثال است میباشد، این که الان ما داریم انجام میدهیم فرع آن است، حکم آن دوربین را دارد که الان دارد از آن حکایت میکند. پس بنابراین واقع و حقیقت عمل انسان در عالم خارج، این حقیقت، وجود نازله یک حقیقت بالاتر و حقیقت مجرد است که عبارت است از آن مثال عمل و مثال خود ذات، این ملائکهای که نفس انسان را و عمل انسان را در اختیار دارند نه تنها عمل انسان را در اختیار دارند وجود انسان در نفس آنها در حالت بقاء و حالت استمرار است و این خیلی عجیب است که چطور انسان وجودش در وجود ملائکه در حال حیات و در حال بقاء است. همراه با آن وجود افعال و کردار و تمام تصرفات انسان و آثار انسان هم به واسطه آن وجود در حال ثبت و ضبط است.

