مراتب عمل و حقیقت محو شدن گناهان
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللهُ عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّکَ أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ بَلْ لِأَنَّکَ یَا رَبِّ خَیْرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ وَ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ.
اگر ترس از تعجیل در سزا وعقوبت و پاداش داشتم قطعا از خطا و گناه اجتناب میکردم و این نه به جهت عدم نظارت دقیق تو بر اعمال ما و اطلاع ناقص تو بر کردار ماست، بل به این جهت است که تو را، ای پروردگار بهترین ساتر و پوشاننده یافتم و در مقام حکومت، متقنترین و محکمترین و استوارترین حاکم و قاضی در موقف حساب و کتاب دیدم، و در مقام کرامت و بزرگواری دیگر بالاتر از تو بزرگوار و کریمی نیافتم.
خب در این شبهای مبارک که دیگر رو به اتمام است و از خدای متعال تقاضا میکنیم که گرچه بندگان ناشایستی برای او بودیم ـ البته بنده نظر به خود دارم ـ و نتوانستیم آنطور که حتی لایق و زیبنده یک بنده است باشیم نه آنچه را که لایق مقام ربوبی اوست، آن که جای خود دارد، و ما اصلا کجا میتوانیم در آن افق حتی تصورش را هم بکنیم. من وقتی نگاه میکنم به حالات بزرگان از اولیاء در این مواقف، مرحوم آقای حداد رضوان الله علیه، مرحوم آقا، مرحوم آقای انصاری اینهایی که ما حتی در سنین طفولیت دیدیم، حتی خاطراتی که در همان طفولیت هنوز در ذهن من هست برای من معجب است و من روی آنها فکر میکنم.
مثلا من مرحوم آقای انصاری رضوان الله علیه را در سنین پنجسالگی و چهارسالگی چند بار دیدم، که مرحوم آقا ما را میبردند در همان مجالسی که ایشان وقتی به تهران تشریف میآوردند، در منزل همان دامادشان، در باغ صبا میرفتند. من از همان زمان چهارسالگی یادم است، سهسالگی، حتی کمتر از چهارسالگی، دقیق! چهرهشان، حرفهایشان، حرکاتشان، مثل فیلم الان جلوی چشمم است. حافظه هم بعضی وقتها خوب است ولی خب خیلی وقتها هم نه! برای آدم دردسر درست میکند. و این موارد هم مواردی است که دردسر... آدم وقتی که نگاه به آنها میکند از خودش مایوس میشود: بابا ما که فاتحه! اینجا حافظه به آدم میگوید که بابا مرخص هستی، ولی میگوییم دیگر خدایا ما همین هستیم! چه کار کنیم؟ خب تو آنها را خوب درست کردی، خیلی خب ما هم اینجوری هستیم! خودت یک کاری بکن یا به داد ما برس و از این انانیتها و استقلالها ما را دربیاور.

