اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب عمل و حقیقت محو شدن گناهان

14047
سال 1438

مراتب عمل و حقیقت محو شدن گناهان

13
  • آخر مهم در اینجا این است که این کار مثل کار ادارات می‌ماند. مثل فرض کنید که کارهایی که الان کشورها می‌کنند، اداره ثبت دارند، اداره امنیت دارند، اداره آگاهی دارند، وزارت کشور دارند، وزارت فلان، وقتی می‌خواهند یک شخص را پیدا کنند در هزار تا دفتر اسمش هست، اگر یک دفتر گم شود در دفتر دیگر سند هست، در اداره امنیت سند است در اداره آگاهی سند است در هزار تا هست، کسی نمی‌تواند فرار کند. اینجا هم همین است، در تمام اعضا و جوارح ما خدا سند گذاشته. دو تا ملک اصلی که در اینجا هستند که سند اصلی در آنجا قرار داده، بقاع زمین و آن حال و هوا و فضا را خدا سند قرار داده، هر کجا بگویی یک کپی خدا گذاشته آنجا که کسی نتواند حرف بزند، تا می‌گوید این دروغ می‌گوید، می‌گوید پس این چه می‌گوید، این هم آقا به ‌او رشوه دادی خلاصه دمش را از پشت دیدی خدا می‌گوید پس آن چه؟ خلاصه خدا حسابی کارش دقیق است و نمی‌شود فرار کرد و خدا به بقاع زمین و فضا می‌گوید محو کنیدف همه آثار جرم را یکی یکی خدا از بین می‌برد.

  • فیلقی الله حین یلقاه، حالا وقتی که می‌خواهد پیش خدا برود عجیب است و لیس شیء یشهد علیه بشیء من الذنوب، وقتی که خدا را می‌خواهد ملاقات بکند این ملاقات با خدا را در حالتی می‌کند که‌ خیلی عجیب است این عجیب است که حتی خجالت این که در قبال خدا بایستد و بگوید خدایا من این گناه را کردم! آن خجالت هم خدا برایش نمی‌آورد. اصلا آدم می‌ماند این چه دستگاهی است؟ در بعضی موارد البته داریم که خدا اقرار می‌گیرد آن چیز دیگری است، آن افراد دیگری هستند: تو این گناه را کردی تو این کار را کردی، بعد به خدا می‌گوید خدایا ما دیگر از خجالت این سرمان را بیندازیم پایین، خدا می‌گوید خیلی خب خجالت نکش من همه را از بین بردم آن یک سری دیگر است. اما این دیگر مثل اینکه یک مرتبه دیگری است، این افراد دیگری هستند، نوع‌شان فرق می‌کند، نوع افراد فرق می‌کند، نوع بنده‌ها فرق می‌کند، حال و هوایی که آنها دارند با یک عده‌ای دیگر متفاوت است، قبل از اینکه به مقام حساب و کتاب برسد وقتی که از قبر می‌آید بیرون از صحرای محشر و قبر و اینها حرکت می‌کند به سمت عالم حساب و کتاب و میزان به آنجا که می‌رسد می‌بیند که فرض کنید که یکی یکی نگاه می‌کند این پرید آن پرید، آن پرید، الان حالا من چطوری پیش خدا بروم؟ دستم الان دارد شهادت می‌دهد، پایم شهادت می‌دهد می‌بیند دست رفت دیگر دستش چیزی ندارد که بیاید بگوید خلاف کردی، پایش می‌بیند رفت آن چیزی که در پا بوده، در زبان بوده، در چشم بوده، در گوش بوده، غیبت می‌شنیده، تهمت می‌شنیده، خلاف می‌شنیده، می‌بیند یکی یکی گوشش رفت، چشمش رفت، حالا که رسید به خدا این اصلا گناه ندارد می‌خواهد به خدا چه بگوید؟ بگوید خدایا من گناه کردم؟ خدا می‌گوید تو کی گناه کردی؟ تو اصلا گناه نکردی!