اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

از بین بردن کدورت عمل و برداشتن حجاب‌ها، به‌عنوان بالاترین مرتبۀ ستاریت

14471
سال 1438
نسخه عربی

از بین بردن کدورت عمل و برداشتن حجاب‌ها، به‌عنوان بالاترین مرتبۀ ستاریت

9
  • افرادی که خواب می‌بینند هفته دیگر فلان مسئله اتفاق می‌افتد و عین همان قضیه اتفاق می‌افتد، از کجا اطلاع پیدا می‌کنند؟ باید یک چیزی باشد که اطلاع پیدا کنند. آن چیست؟ آن حقیقت مثالی است که به‌واسطه بازشدن چشم باطن به یکی از طرق‌های مختلف یا مکاشفات ـ مکاشفات هم خودش یک اقسامی دارد ـ یا رویا، رویاهای صادقه همین است. إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سٰاجِدِينَ ﴿یوسف‌،٤﴾ حضرت یوسف در طفولیت است دارد آن زمانی را که به جوانی می‌رسد و سنی از او می‌گذرد و بعد برادران او، پدر او، با برادران و اینها می‌آیند و در کنار تخت او در آنجا می‌ایستند و چه می‌کنند، همه اینها را می‌بیند. خب از کجا می‌بیند؟ چیزی که نیست که قابل رؤیت نیست، باید باشد.

  • این بودن برای ما محسوس نیست. برای چه کسانی محسوس است؟ برای آنهایی که آن چشم باطن به یکی از طرق برای آنها باز می‌شود، آنها می‌آیند می‌بینند، هم نسبت به آینده و هم نسبت به گذشته. رسول خدا در مدینه در منزل امیرالمؤمنین علیه السّلام نشسته بودند. ـ داستانش معروف است ـ بعد یک‌دفعه می‌بینند پیغمبر غایب شدند، بعد از یک زمانی برمی‌گردند درحالتی‌که گردوغبار بر چهره و بر اندام رسول خدا آشکار بود و حالت [اضطراب] و التهاب، می‌گویند جبرائیل مرا الان برد در کربلا و من تمام صحنه کربلا را دیدم. این قضیه چیست؟ پیغمبر از آنجا حرکت می‌کند، غیبت یعنی بدن پیغمبر می‌رود در کربلا، پیغمبر می‌توانست سر جایش بنشیند همین قضیه را ببیند مثل شخصی که خواب می‌بیند. مثل امیرالمؤمنین، برای حضرت همین قضیه پیش آمد از صفین که برمی‌گشتند از همان کربلا که عبور کردند برای حضرت چُرتی پیدا شد حالت نعاسی بود، بعد حضرت سرشان را بلند کردند و فرمودند صبرا صبرا لک یا بنی. سؤال کردند حضرت فرمودند: هُنا مُناخُ رِکابٍ و مَصارعُ‌ عُشّاقٍ شُهداءَ لا يسبِقهُم مَن کانَ قبلَهم و لا يلحقُهم مَن بعدَهم؛1 اینجا محل فروافتادن و زمین‌افتادن عشاقی است و سر از پا ناشناختگانی است که اینها مانندشان نه قبل آمده و نه بعد مانندشان خواهد آمد.

    1. . بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٣٩. و افق وحى، ص ١٣٨.