از بین بردن کدورت عمل و برداشتن حجابها، بهعنوان بالاترین مرتبۀ ستاریت
5ـ بله اینجا ایستاده!
ـ نه اصلا اینجا هیچ جهتی نیست. بایستیم سر دربیاوریم!
هستها! اینطوری هستند. خیلیها اینطوری هستند. این چیست؟ نفس این عمل شیطانی است، شیطان. این بعد بایستد مطلع بشود. حالا این فرض کنید منتظر یک رفیقش است، یک شخصی است نمیخواهد کسی ببیند، و اینکه شما مطلع میشوی بر خلاف نیت اوست، برخلاف هدفی است که دارد، و و و ... مسائل دیگری که در این زمینه هست در هر جا و در هر نقطه. لذا بزرگان میفرمودند خود این عمل یک عمل شیطانی است.
این عمل جلو را میگیرد و نمیگذارد نفس آزاد بشود؛ چون وقتی نفس میخواهد حرکت کند به سمت خدا، یعنی به سمت تجرد میخواهد برود، به سمت تجرد یعنی به سمت لاقیدی؛ قیدها را بزند کنار، اعتبارات را بزند کنار، اوهام را بزند کنار، وهم و خیال و اینها را بزند کنار، با آنها که نمیشود انسان سراغ خدا برود. خدا که اوهام ندارد، خدا که قید ندارد، خدا که تعین ندارد، در خدا که کثرت معنا ندارد. آنجا عالم عالم اطلاق است، عالم عشق است، عالم محبت است، عالم رحمت است، عالم توحید است، عالم وحدت است. همه در آنجا یکی هستند، همه در آنجا به یک شکل هستند، همه در آنجا فانی هستند در آن وجود بحت و بسیط و وجود بالصرافه و وجود اطلاقی.
ما داریم با هزار تا قید حرکت میکنیم به آنجا. خب بابا اینکه فایده ندارد. با شهواتمان داریم میرویم آنجا، با کثراتمان داریم میرویم آنجا، با بخل داریم میرویم آنجا، با کینه، وای وای! کینه نسبت به این، کینه نسبت به آن داریم میرویم آنجا، با کدورت نسبت به برادران ایمانی داریم میرویم؛ معنا ندارد که یک سالک نسبت به یک برادر ایمانی دیگرش کدورت داشته باشد. چرا؟ وقتی انسان میخواهد با کدورت بیاید بگوید: اللَه اکبر. خدا میگوید: به! چطوری تو داری میایی پیش من؟ بابا هزار تا فکر داری، هزار تا مشکل داری.

