از بین بردن کدورت عمل و برداشتن حجابها، بهعنوان بالاترین مرتبۀ ستاریت
4بزرگان همیشه روی بعضی از مسائل مثل عیبپوشی مردم تأکید داشتند. من از بزرگان خیلی در صحبتهایشان میشنیدم که سالک باید همیشه چشمش را ببندد، عیبپوشی داشته باشد. اصلا نباید برود، اگر هم مطلع شد اصلا خودش را بزند به آن راه، اصلا شتر دیدی ندیدی.
چند تا مسئله و چند تا قضیه هست که بزرگان خیلی تأکید میکردند: یکی برآوردن حاجت مؤمن که خیلی روی آن تأکید میکردند. مرحوم آقا از مرحوم آقای انصاری ـ رضوان اللَه علیهما ـ سؤال کردند که: بهترین عمل برای سرعت سیر انسان چیست؟ ایشان فرمودند: بعد از انجام واجبات و ترک محرمات دل مؤمن را بهدست آوردن و قضای حاجت او را انجام دادن. هیچ چیزی به این پایه نمیرسد. در مقابل آن چیزی که میآید کمر انسان را میشکند، راه انسان را میبندد، سد ایجاد میکند، اینکه انسان دلی را از خود برنجاند، بدون جهتها! ـ حالا تکلیف آن مسئله دیگر است. ـ این شکستن دل مؤمن و رنجاندن یک دل، چیزی است که میآید قشنگ یک بتن میگذارد وسط جاده، هرچه حالا میخواهی گاز بده! جاده را کاملا میبندد.
چند تا مسئله است؛ یکی از چیزهایی که خیلی تأکید میکردند و بنده هم در مجالستها و صحبتهایی که با مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ داشتم و هم در آن جلساتی که با مرحوم آقای حدّاد بودم وقتیکه مواردی پیش میآمد دیدم روی این مسئله خیلی تأکید دارند: انسان نباید به کار دیگران سرک بکشد، ببیند این چه کار میکند آن چه کار میکند. میگفتند که اصلا این خود همین فینفسه یک عمل شیطانی است. حالا کاری به عقبات و تبعات و مسائل دیگر نداریم که چه تبعاتی دارد و چه مسائل و چه قضایایی بعدا ممکن است پیدا شود و چه مفاسدی ممکن است به دنبال این قضیه داشته باشد.
وقتی شما دارید میروید یکدفعه نگاه میکنی میبینی که یک رفیقت آن کنار ایستاده، منتظر کسی است. موتورت را نگه میداری ببینم منتظر کیست؟! یک خرده نگه دارم ببینم چه کسی میآید منتظر کیست؟! چه کار داری؟ به تو چه ربطی دارد منتظر هر کسی هست. هیچ نیازی هم نیست، مسئلهای هم نیست، احتیاجی هم نیست که بخواهد کمکی داشته باشد. یک وقت یک مسئلهای هست، آدم میگوید نیاز است، مشکلی پیش آمده، آن مطلبی است. ولی نه، این منتظر کیست اینجا ایستاده؟! آخه اینجا جای ایستادن است؟!

