از بین بردن کدورت عمل و برداشتن حجابها، بهعنوان بالاترین مرتبۀ ستاریت
12اگر خدا قاصم الجبارین است، خیر الساترین هم هست بابا، فقط یکیش که نیست. اگر خدا قاهر است رئوف هم هست. اگر خدا مبیرالظالمین است از آن طرف رحمان و رحیم هم هست. گزینشی نیاییم خدا را نشان بدهیم، بر طبق امیال خودمان خدا را به مردم نشان بدهیم. آن میشود خدای میلی، پیغمبر میلی، شریعت میلی، نه آن شریعت واقعی، نه آن دین واقعی، نه آن دین حقیقی.
واقعا اگر همین افراد، همین جوانها، همین مردم که دستشان از معارف کوتاه است و حقایق را آنطوری که باید نشناختند یک ساعت بیایند بنشینند این عبارت امام سجاد را برایشان شما توضیح بدهید. چه میگویند؟ واقعا چه میگویند؟ میگویند: اگر خدا این است نوکرش هم هستیم، چاکرش هم هستیم، مخلصش هم هستیم. اگر این است که شما داری میگویی... میگوییم واللَه به خدا، به خود خدا قسم خدا اینطوری است؛ خدا ساتر است نه تنها ساتر است، میآید کارها و اعمالت را هم محو میکند که خودت هم به آن پی نبری. اینقدر این خدای ما خوب است، اینقدر این خدای ما عجیب است. واقعا عجیب است، عجیب است.
چه کار کنم؟ خسته شدم! هی میخواهم یک مطالبی را بگویم میبینم دیگر خسته هستم و خیال میکنم از خط قرمزی که تعیین کردند نباید رد شویم. واقعا عجیب است، حالا یک مقداری را انسان اینطرف میفهمد ولی بقیه مطالبش را آنطرف. میرود میبیند که چه دستگاهی است.
یکی از دوستان بود خدا حفظش کند شخص وارستهای است و در قید حیات، انشاءاللَه خدا حفظشان کند. میگفت من در یکی از این سفرهای خارج که رفته بودم برای یک مسئله و مأموریت، یکی از دوستانم گفت فلانی یک شخصی از ایران آمده در اینجا و نصرانی شده، از اسلام بیرون آمده، اگر میتوانی بیا با او صحبت کن. میگفت من به او گفتم: چه باعث شد که تو اسلام را کنار گذاشتی و دین را کنار گذاشتی؟ حالا نصرانیت را هم بهعنوان خالی نبودن عریضه پذیرفتی؟ بعد شروع کرد از اینطرف و از آنطرف گفتن، همین چیزهایی که همه کموبیش اطلاع دارند که اصلا نخواستیم بابا، این اسلام را نخواستیم، نمیخواهیم، چه کار کنیم نمیخواهیم.

