از بین بردن کدورت عمل و برداشتن حجابها، بهعنوان بالاترین مرتبۀ ستاریت
13گفتم: من کاری به این چیزها ندارم، من میخواهم سراغ اصل خدا بروم. به اینکه این چه گفته و آن چه گفته و چطور برای تو ترسیم کردند به این کار ندارم. فقط یک جمله میگویم، در حدیث قدسی که خود عبارت خداست ـ چون آن که از ناحیه پروردگار بر قلب رسول اللَه نازل شده یا به صورت وحی قرآنی است یا به صورت احادیث قدسی ـ این حدیث قدسی است که: لَو عَلِمَ المُدبِرونَ عَنّى، کَيفَ اشتياقى بِهِم و شَوقى إلى رُؤيَتِهِم لَماتوا شَوقًا1 اگر آن بندگانی که به من پشت میکنند و از حرکت به سوی من به عقب برمیگردند و پشت میکنند بدانند چقدر من به آنها اشتیاق دارم و چقدر شوق ملاقات آنها را دارم، از شدت شوق ذوب و آب میشوند، ولی اینها خبر ندارند. میگفت وقتیکه من این را گفتم سرش را انداخت پایین. گفت: جدا این حرف خداست؟ گفتم: آره بابا این در مصادر ماست. گفت اگر خدا این است من برگشتم، خدایا غلط کردم، توبه کردم. برگشت دوباره مسلمان شد. حالا اگر ما بودیم فوراً میگفتیم ارتداد و اعدام! ـ ولی نه کار به آنجا نرسید که این بیچاره را ببریم بالا! ـ برگشت، توبه کرد. گفت خدایا غلط کردیم. اگر تو این هستی مخلصت هستیم، نوکرت هستیم، چاکرت هستیم.
تو کجایی تا شوم من چاکرت *** چارقت دوزم کنم شانه سرت آن در حال وهوای خودش. توجه میکنید؟
خدایی که امام سجاد علیه السّلام دارد به ما معرفی میکند ما این را به مردم معرفی نکردیم. لذا این مسائل پیدا شد! حالا باید برگردیم به مکتب اهلبیت، به آموزههای اهلبیت، به آنچه که از اهلبیت که آنها اهلِ بیت هستند، بقیه خارج هستند. آن که اهل بیت چه کسانی هستند؟ اینها هستند دیگر. شما که اهل بیت هستید، شما که وارد در منزل شدید، شما از مسائل منزل خبر دارید، شما از قضایا اطلاع دارید، شما باید برای ما بگویید. میگویند ما آمدیم داریم برای شما بیان میکنیم.
- احياء علوم الدين، ج ١٤، ص ٩٥؛ المحجّة البيضاء، ج ٨، ص ٦٢، با اختلاف

