از بین بردن کدورت عمل و برداشتن حجابها، بهعنوان بالاترین مرتبۀ ستاریت
11وقتی یک شخصی میآید وارد مجلس میشود یک وقتی شما برای او تعظیم میکنید، قابل تعظیم است؛ فرض کنید پدرتان است، مادرتان است، شخص بزرگ است، استادتان است، معلم است، ذویالحقوق و امثالذلک، یا مرد بزرگی است علیکلحال، برای او احترامی قائل میشوید، این مستحب است خوب است، خیلی کار خوبی است. یک وقتی یکی میآید بلند میشوید به عنوان مسخره به عنوان سخریه که میخواهید دستش بیندازید، این میشود خلاف. یک بلند شدن است، بلند شدن یکی است، ولی یک جا میبینید همین بلند شدن موجب رضای پروردگار است. لذا از این نقطه نظر خود نفس عمل محو نمیشود، سر جایش هست.
پس اینکه خداوند میآید محو میکند عمل را محو نمیکند، آن کدورت و سیّئه و ظلمتی که باعث شده است بین انسان و بین پروردگار فاصله بیفتد و حجابی قرار بگیرد آن حجاب را کنار میزند. درست شد؟ آن حجاب میرود کنار، نه اینکه خود عمل محو شود، خود عمل محوشدنی نیست. بله، پروردگار یک پله از این هم جلوتر میآید. میگویم اینها همه مقام ستّاریت است خدا همین است. واقعا عجب خدایی داریم؛ یک وقتی گفتم عجب خدای خوبی داریم، حالا اگر خدای ما میخواست یک صفات دیگر داشته باشد، یک اوصاف دیگر داشته باشد.
الان این دنیا که این حرفها را میزنند، این مردم که اینها را میگویند، این تصورها و تصویرهای ناشایستی که از دین و خدا و پیغمبر و اینها در اذهان است از کجا آمده؟ چون ما خدا را بد نشان دادیم، خدا را آنچه که حضرت سجاد علیه السّلام دارد نشان میدهد نشان ندادیم، جور دیگری نشان دادیم. لذا میگویند اگر خدا این است ما نخواستیم. حق هم دارند! خدایی که امام سجاد در دعای ابوحمزه دارد به ما معرفی میکند این خدا را اگر بیاییم به مردم بگوییم چه کسی است که بدش بیاید؟ چه کسی است بگوید ما نخواستیم؟ چه کسی میگوید ما دین را نخواستیم؟ چه کسی میگوید اسلام را نخواستیم؟ چه کسی است که بیاید اینطرف و آنطرف ... چیزهایی مختلف که نقل میکنند، از دین بروند بیرون!! به دین دیگر و از این مسائلی که کموبیش به گوش میرسد متأسفانه. همه اینها ناشی از برداشت غلط و تصویر غلط و ارائۀ سیمای ناموزون و ناهمگون پروردگار و عوالم ربوبی هست با آن کیفیت.

