از بین بردن کدورت عمل و برداشتن حجابها، بهعنوان بالاترین مرتبۀ ستاریت
10این قضیهای بوده که برای حضرت در همانجا در حالت رویا پیدا میشود، ولی برای پیغمبر ... این چیست؟ یک واقعیتی که هست؛ یعنی آن واقعیت در حضور فیزیکی پیغمبر در صحرای کربلا در وقتیکه هنوز شصت سال مانده به آنجا برسد با انکشاف آن حقیقت مثالی، در زمین کربلا برای پیغمبر شصت سال قبل پیدا میشود. یعنی همان وجود در شصت سال قبل میآید و این زمان برداشته میشود. وقتی این زمان کنار میرود نفس آن وجود هست، دوباره آن زمان برمیگردد غائب میشود. پس خود آن حقیقت و خود آن وجود و خود آن تعین وجود دارد، امکان ندارد از بین برود، اصلا از بین نمیرود.
حال که این مسئله، امکان از بین رفتنش نیست چطور خداوند میآید سیّئات را محو میکند؟ نمیشود که از بین برود. آیا خدا میتواند این جلسهای که امشب منعقد شده را محو کند؟ بله، از این به بعد را یک کاری انجام بدهد که فرض کنید کل اینها همه به نحو و شکل دیگری درآید. ولی آنکه تا الان بوده آنکه دیگر هست، آنکه دیگر محو شدنی نیست.
این مسئله برمیگردد به این قضیه که آنچه که در عالم اتفاق میافتد آن آثار وجود پروردگار است و اثر وجودی، خود آن اثر ـ فیحدنفسه ـ آن اثر ظلمانی نیست. آن نیت و خواستی که موجب این تحقق اثر است موجب ظلمانی شدن یا موجب نورانی شدنش میشود. در سوره فرقان راجع به این مسئله و در اوصاف مؤمنین آمده وَ عِبٰادُ اَلرَّحْمٰنِ اَلَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى اَلْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذٰا خٰاطَبَهُمُ اَلْجٰاهِلُونَ قٰالُوا سَلاٰماً ﴿الفرقان، ٦٣﴾ اوصافی را برای مؤمنین در سوره فرقان میشمارد تا میآید به اینجا که آنهایی که از خلاف پرهیز میکنند، آنهایی که از مسائل خلافی که در آیات میشمارد، از زور دوری میکنند و مسائل خلاف دیگر را کنار میگذارند. بعد آیه میفرماید: كُلُّ ذٰلِكَ كٰانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً﴿الإسراء، ٣٨﴾ این اعمالی را که ما گفتیم، این رفتاری را که مؤمنین پرهیز میکنند، خود آن کدورتش، آن سیئه و کدورتش را خداوند نمیپسندد، نه خود نفس عمل. نفس عمل یک عملی است انسان انجام میدهد، این عمل با عمل دیگری که عبادت است از نظر ظاهر ممکن است تفاوت هم نکند، هیچ تفاوت نمیکند. غذا غذاست، یک وقتی شما این غذا را میخورید به عنوان اینکه این غذا غصب است، این غذا حرام است. یک وقتی همین غذا را میخورید صاحبخانه اجازه داده آقا بخورید این غذا را میخورید اشکالی هم ندارد مستحب و خوب است. یکی است، یک ظرف برنج است، یک خوردن است، ولی در یک صورت این میشود حرام و موجب کدورت و موجب سخط الهی، در صورت دیگر موجب رضای الهی.

