عالیترین مراتب ستاریت
7خیال نکنید هر کسی در جنگ صفین کشته شد شهید است، خیال نکنید هر کسی در جنگ جمل و امثال ذلک کشته شد شهید است، نه! آن یکی در رکاب پیغمبر کشته شد فرمودند اوه این شهید خر شده! یک خری بود، قشنگ بود، چه رنگی بود، نمیدانم واللَه، چشمش افتاد... واللَه همه چشمشان به اسب میافتد خوششان میآید این مرتیکه چشمش به خر افتاده بود و از این خر خوشش آمده بود گفت بلند شوم بروم بزنم حساب این راکب را برسم و مرکوب را برای خودم که غنیمت جنگی است بردارم از قضا آن راکب زد در سرش این افتاد، گفت حالا که دنبال خر من افتادی پس بگیر، حضرت فرمودند این شهید نیست این دنبال خر است اتفاقا بدبیاری آورد طرف از این قویتر بود زد کلکش را کند. در رکاب پیغمبر است ولی شهید نیست.
اگر رفتی در رکاب علی علیه السلام، اگر رفتی در رکاب امام حسین علیه السلام، آنجا خودت را کنار گذاشتی و هر چه گفتند گفتی چشم! و هیچ خودت را مطرح نکردی: گفتند برو بجنگ گفتی چشم! گفتند تو اصلا نرو، چشم! گفتند تو این کار را بکن، چشم! اگر این کار را کردی خیلی خب وقتی که شهید شدی جزو اصحاب سید الشهدا تو را به حساب میآورند و به تو درجه میدهند و مقام میدهند و تو را محو میکنند و فانی میکنند و اتقان میکنند در آن عالم و در آن فضا وگرنه، نه این نیست، ما در راهمان یک همچنین مسائلی را داریم، یعنی میآئیم تا یک حدی به این حد که میرسیم "اِ" درمیآید، "چرا" درمیآید "برای چه" درمیآید، آنجا چرا، اینجا چرا، در حالتی که هیچ دلیل موجهی هم ندارد.
رفتیم خدمت بزرگان – بنده مطالبی که نقل میکنم مسائلی بوده که خودم مشاهده میکردم در زمان مرحوم آقا میدیدم - وقتی که میرویم خدمت بزرگان دیگر چیز دیگری وراء این چیست که آن را ما در نظر بیاوریم؟ هیچ، دیگر هیچ چیزی نیست، چیزی اصلا نیست. یک وقتی یکی رفته بود پیش مرحوم آقا و به ایشان عرض کرده بود آقا ایراد من کجاست؟ ایشان فرمودند هر وقت خودت را یک سر و گردن کمتر از رفقای خودت - نگفتند هم تراز تازه - کمتر دیدی (نه اینکه بگویی بله من هستم و بقیه هم هستند و... اینها همه کشک است) و احساس کردی آن موقع... اشکال تو این است که شما خودت را یک سر و گردن بالاتر داری حساب میکنی نه تنها پایینتر، باید بروی پایینتر و واقعا از بقیه پایینتر ببینی! این همین مسئلهای است که من دارم خدمتتان توضیح میدهم و عرض میکنم.

