اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عالی‌ترین مراتب ستاریت

14201
سال 1438
نسخه عربی

عالی‌ترین مراتب ستاریت

5
  • همانجا سلوک‌شان قطع شد، تمام شد، تو علی را می‌خواهی... رفقا این را هم به ‌شما بگویم همه این مطالب در دل ما هست، ما می‌گوییم زبیر الان هر کدام از ما ان‌شاءاللَه زبیر نیستیم ولی باید متوجه باشیم زبیر شاخ و دم نداشت، طلحه و زبیر وضع‌شان، اوضاع‌شان، خصوصیاتشان، فیزیکی، غیرفیزیکی، اینها همه فرق نداشت مثل ما بودند و ما هم مثل آنها تفاوتی ندارد. 

  • همه ما در یک راستا حرکت می‌کنیم، منتهی اینها همان‌طوری که دیشب خدمت رفقا عرض می‌کردم اینها ریشه‌هایی است از تعلقات و از انانیت‌ها و از خصوصیات و خصائل نفسانی که در اعماق وجود ما و در اعماق، آن عمق‌ها، آن عمق و گوشه‌ کنارها وجود دارد و خودش را نشان نمی‌دهد، چه وقت نشان می‌دهد؟ وقتی یک دفعه می‌بینی مرحوم آقا به یک نفر می‌گویند که آقا شما برو فلان کار را انجام بده، آن کسی که این ریشه‌ها در او است یک دفعه می‌گوید اِ من که اولی بودم، من که سزاوارتر بودم، تمام شد. سزاوارتر بودم یعنی چه؟ اینجا مگر کسی سزاواتر است؟ مگر کسی سزاوار است؟ سزاواری از کجا آمده؟ سزاوارتری از کجا می‌آید؟ اینها را از کجا ما برداشتیم آوردیم همه را گذاشتیم وسط سفره؟ 

  • باید مواظب باشیم، مراقبه یعنی این! مراقبه یعنی انسان توجه به این نکته داشته باشد: چرا ایشان راجع به این قضیه به من که اولی بودم نگفتند؟! چرا به فلانی گفتند؟!

  • یک دفعه مرحوم آقا خدا رحمت‌شان کند (ما که سر از کار اولیا درنمی‌آوریم) یک نفر که تهران بود و هنوز برای سکونت مشهد نرفته بود، مشرف شده بود برای زیارت و هنگام مراجعت مرحوم آقا به ‌او فرموده بودند وقتی که تهران می‌روی - من در آن موقع تهران بودم - به فلانی بگو که در جلسه رفقا و دوستان این مطلب را اعلام کند، حالا آن هم برای خودش کسی بود نسبت به ما، بابا یک سر و گردن هم بزرگتر بود هم از نظر سنی و هم قدی و هم هیکلی (دو سه برابر ما بود) خلاصه از هر جهت به حسب ظاهر زیبنده بود که ایشان این مطلب را اعلام کند، ما که دیگر چیزی نبودیم.