تطبیق مراتب ستاریت در سیر وسلوک
7حالا ما در این دنیا میآییم به جای اینکه... حالا نخواستیم آن خیرالساترین پیشکش همه، آن که اصلا خیرش فقط برای خداست و امام سجاد علیه السلام هم به خدا عرضه میدارد که تو خیرالساترین هستی، خیلی خب ما آن خیرش را نخواستیم آن خیرش [بهترین] که به ما اصلا ارتباطی هم ندارد و آن مربوط به خداست، ولی آن ساترش حداقل بشود، بابا ما یک ساتر هم نمیخواهیم! کسی دنبال ساتر هم نیست. ما در این دنیا درست عکس عمل میکنیم، همه دنبال این هستیم که آتو بگیریم نگه داریم و لای پرونده بگذاریم کنار تا بعد، یعنی شصت سال در این دنیا حرکت میکنیم درست ضد و مقابل آن عملی که باید انجام بدهیم که آن ما را برساند، راهی که به تهران میرود از آنطرف است تو چرا از اینطرف داری میروی؟ خب اینطرف به سمت جنوب و به سمت اصفهان میرود راه شما از اینطرف است.
یک وقت در خدمت آقای حداد بودیم و ایشان از مرحوم آقا راجع به یک نفر سوال کردند، و ایشان هم یک تعریفی کردند و خلاصه یک مطلبی را بیان کردند. بعد یک قضیهای پیش آمده بود برای پسر آن شخص، یک قضیه خانوادگی پیش آمده بود و مثلا یک خلافی، چیزی شده بود، پدر همین شخص که از دوستان آقا بود و مسجدی بود پایش را در یک کفش کرد و همه جا پخش کرد که بله فلان زن فلان خطا را مرتکب شده است و... بعد مرحوم آقای حداد گفتند: آقاجان خب چرا آبرویش را داری میبری؟ خب طلاقش بده برو عیال دیگر بگیر، چرا آبرو میبری؟ توجه کردید؟ اگر این است خب فرق بین ما و بقیه چیست؟ وقتی ما یک چیزی ببینیم حتما بچسبیم به اینطرف و آنطرف و فلان و که ...
حالا یک خطایی سر زده اصلا بوده یا نبوده، یا اصلا سوء تفاهم بوده حالا هر چه بوده، حالا به نظر یک شخصی یک مسئلهای اشتباه بوده، حالا راه هست، برنامه هست حالا دیگر بنده خدا... خب همه بنده خدا هستند، حالا مگر ما فقط بنده خدا هستیم و بقیه نیستند فقط ما هستیم؟ گل سرسبد ما هستیم و بقیه آدم نیستند در این دنیا؟ نه! اشتباه ما همین است که ما خودمان را بنده خدا میدانیم و بقیه را از عبودیت و بندگی خدا خارج کردیم: اینها آدم نیستند! اینها کی هستند! هر چه هست ما هستیم! ما نماز را میخوانیم! روزه را ما میگیریم! مسجد را ما میرویم! کار را ما داریم انجام میدهیم! نه آقا خیلیها از ما جلوترند خیال نکنیم، خیلیها، همینهایی که در خیابان هستند از ما جلوتر هستند، خیلیها جلوتر هستند.

