اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تطبیق مراتب ستاریت در سیر وسلوک

14440
سال 1438
نسخه عربی

تطبیق مراتب ستاریت در سیر وسلوک

6
  • اگر این مطلب را ما تمرین کنیم، واقعا بیاییم این را انجام بدهیم در یک مدت کوتاه می‌بینیم خیلی افکارمان عوض شد، رفتارمان عوض شد، گفتارمان عوض شد. علت این که ما گرفتار هستیم علت این که متوقف هستیم، علت این که راکد هستیم علتش این است که خودمان را در یک پرده‌ای و در یک پوششی قرار می‌دهیم و آن وقت از آن پوشش می‌خواهیم رفتار مردم، کردار مردم، مسائل مردم را مورد ارزیابی قرار بدهیم، و این نمی‌شود، فایده‌ای ندارد! این شخصی که مرحوم آقا اسم ایشان را به این نحوه ذکر می‌کردند به خاطر این است که گرچه مدتی و سالیانی در خدمت مرحوم قاضی بوده، ولی این در خدمت ایشان بودن ریشه‌های تعلقات و زوایای نفس را از بین نبرده بود. هنوز این ریشه‌ها باقی مانده، خب بعد از آن انسان باید بیاید سراغ یکی دیگر، مرحوم قاضی رفت بسیار خب رفت در همان‌جایی که فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ﴿القمر،٥٥﴾ خب جایی که فیها ما لا عین رأت و لا اُذُن سمعت و لا خطر علی قلب بشر1؛ رفتند خب ما چه کنیم؟ آیا چند سال پیش این مرد بزرگ بودن کافیست؟ نه! تا آن استعداد به فعلیت نرسیده و ریشه‌های آن رذائل نفسانی و خصوصیات سیئه و صفات سیئه خشکانده نشده (به تعبیر مرحوم والد رضوان اللَه علیه) هنوز نیازمند و گرفتار هستیم، گرفتار هستیم. 

  • خب نتیجه‌اش این که انسان تا آن مدتی که در خدمت بزرگان است که هیچ، خب از آن به بعد دیگر افسارش می‌افتد گردن خودش، دیگر خودش باید برود. آنجاست که اول مصیبت و اول گرفتاری و اول خطر در آنجا پیش می‌آید، و لذا وقتی که انسان صحبت‌های آنها را می‌شنود حرکات آنها و رفتار آنها را می‌بیند: عجب! پس چه شد؟ این سالیان سال چه شد؟ این مدت چه شد؟ 

  • این مسائل چیزهایی است که امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند: که باید این نحوه بود، باید این‌طور بود، باید ببینیم که خدای متعال که خیر الساترین هست ما چه نحوه می‌توانیم به او نزدیک بشویم، چه نحوه می‌توانیم از آن صفات سیئه بشری خارج بشویم، ما هم باید خیر الساترین بشویم خب این تعارف ندارد، این رودربایستی ندارد. 

    1. پيامبر صلى الله عليه و آله، نهج الفصاحه، ص ٥٩٠ ، ح ٢٠٦٠