تبیین مقام ستاریت خداوند متعال
7خدا نیاورد آن روزی را که حالا مولانا بیاید و این را در مثنوی بگوید، اگر این را میگفت باور کنید میرفتند بالای ناقاره خانۀ امام رضا ناقاره میزدند. یعنی اگر این مولانا بیچاره میآمد و میگفت باور کنید هر روز میرفتند بالا دام درا دیدام بیایید نگاه کنید آی آی هوار! بیایید ببینید چه گفته است. اما چون این فقیه و این عالم است و این ... صدایش را درنیاوریم، ببندیمش، در بسته کنیم، کسی هم نگوید و پشتش هم نگیریم.
برای چه پشتش را نگیریم. این حرفها چیست؟ یکی بلند میشود میآید زیارت عاشورا را انکار میکند که اصلا زیارت عاشورا از معصوم نیست! ـ البته فوت کردند و به رحمت خدا رفتند در آنجا به آنها نشان میدهند که از معصوم هست یا نه! ـ آن یکی میآید زیارت ناحیه را زیارت واهیه تلقی میکند اصلا کسی انگار نه انگار! آن فقیه والامقام میآید در کتابش معصوم را جایزالخطا میداند ـ آن هم نسبت به مسائل تکلیفی و احکام نه در مسائل دیگر ـ نه، اینها هیچ مسئله و اشکالی نیست! بالاخره یک فقیهی یک اشتباهی میکند دیگر! بالاخره ما که [معصوم] نیستیم!
اما این مولانا بنده خدا بیاید بگوید «هر که را که منم مولا و دوست/ ابن عم من علی مولای اوست» چون گفته «دوست» این معلوم است که سنّی است. دوست نه، چرا گفته دوست؟! اصلا نمیگوید که بابا این مولا را چه معنا کرده:
کیست مولا؟ آنکه آزادت کند *** بند رقیت ز پایت برکند که یک صدمش را هم شما نمیتوانید بگویید. اما چون گفته است دوست پس معلوم است که سنّی است حرفی درش نیست!
این چیست؟ این بیماری است، این مرض است. باید برویم دنبال مداوا دوایش را پیدا کنیم. دارویش کجاست؟ دارویش دعای ابوحمزه امام سجاد علیه السّلام است. نه اینکه همینطوری بخوانیم برویم جلو، بعد هم [بگوییم] دعای ابوحمزه خواندیم دیگر. نه عزیز من! بیا به تکتک این فقرات نگاه کن، توجه کن. تو که سواد داری، تو که اینقدر میفهمی این عبارتها معنایش چیست.

