تبیین مقام ستاریت خداوند متعال
12بعد ما بلند شویم بگوییم: بله، خدایا ما در این مدت انفاق کردهایم! خب میخواستی نکنی. انفاقی که اصل و ریشهاش از من است ... مثل اینکه شیر آب را شما باز کنید بلند شود بیاید فخر بفروشد که این من هستم که الان شیلنگ را زدم و دارم و... میگوید: برو بابا تو چه هستی شیر آب و لوله آب؟ وصل شدی به آن، آن به وصل شده به آن، آن هم به آن، رفته تازه رسیده به سد. اگر قرار بر این است کسی بخواهد آن سد کذا باید بیاید. نه اینکه شلنگ آب و شیر آب را شما باز کردید، حالا این بیاید بگوید اگر من نبودم گلهای تو خشک شده بود! اگر من نبودم همه چه شده بود!
من الحسنات والقلب السلیم؛ نه حنساتی در نامه اعمال من است و نه قلب سالم. قلب سلیم، قلبی که در راه تو سلیم و تسلیم باشد، اختیاری از خودش نداشته باشد.
وحمل الزاد اقبح کل شیی *** اذا کان الوفود علی الکریم آدم وقتی منزل یک رفیقی میرود، منزل یک بزرگی میرود، دعوتش میکنند، ناهار هم با خودش ببرد! این چقدر بیاحترامی و هتک حرمت و توهین به آن شخص تلقی میشود. آدم وقتی میبیند میگوید من ناهار دعوتت کردم ناهار آوردی؟ خجالت نمیکشید؟ برو همان در خانهات ...
حالا ما برویم در پیشگاه خدا، خدا بگوید برای من چه آوردی؟ به! خدایا بیا نگاه کن، تو که اخف المطلعین که نیستی، تو که اهون الناظرین که نیستی! من این قدر از عمر فرض کنید نماز خواندم، بلند شدم موقع ظهر نماز خواندم، غروب خواندم، صبح خواندم بجای اینکه بگیرم بخوابم بلند شدم. روزه گرفتم عطش بوده. حج انجام دادم، زکات دادم. اینها همه چیزهایی است که من همه را انجام دادم. خدا میگوید همه اینها را که انجام دادی از کیسه من خرج کردی یا از کیسه خودت؟ از کجا آوردی؟ از شکم مادرت که آمدی اصلا دستت هم نمیتوانستی تکان بدهی. از کیسه چه کسی خرج کردی؟ چیزی که از کیسه من است به خود من داری پس میدهی و نشان میدهی. از خزانه من است تو داری به خود من نشان میدهی.

