تبیین مقام ستاریت خداوند متعال
5این مقام، مقام ستاریت است که خدا میآید عیب را میپوشاند. نه اینکه عیب را بیاید ظاهر کند، عیب را در بیاورد، برود دنبال اینکه این چه عیبی دارد. این یک مسئلهای است؛ یعنی باید به این قضیه رسید که این شخص چه انگیزهای میتواند داشته باشد. مثلا افرادی که میآیند راجع به بعضی امور صوفیه و دراویش ـ حالا کسانی که سابق بودند ـ بیایند و بروند دنبال، در کتابها، اینطرف آنطرف، بگردند یک چیزی پیدا کنند، یک کلامی پیدا کنند که بتوانند مستمسک قرار بدهند، حالا کلام هم صحیح باشد ولی این از درونش یک اشکالی دربیاورند که: آی این آقا اینطوری است! آی آن آنطوری است!
عزیز من! مگر بیکاری تو؟! این همه مسئله داری، این همه مشکل داری، این همه مطلب است. چسبیده به اینکه برود به یکی از اینها که در قرن ششصد هفتصد است یک چیزی از سوراخ سنبهها پیدا کند که آی این، این را گفته است: لیس فی جبتی.1 بایزید میگوید: جبۀ من خدا است. اولاً نگفته خدا. چرا بنده خدا را تهمت میزنید؟! گفته غیر از خدا نیست. یکوقت میگوید جبۀ من در آن خداست، یعنی خدا آمده کوچک شده و رفته در لباس من. خب کِی همچنین حرفی زده؟ او که نمیآید همچنین حرفی بزند. گفته غیر از خدا نیست. حرف درستی هم است.2 من هم همین را میگویم لیس فی جبتی. همۀ عالم وجود همۀ اینها ظهور آن ذات بسیط و لایتناهی است، خب این هم همین را میگوید. در روایات همین است، در آیات قرآن همین است، در ادعیه ما همین است.
نه، این آمده گفته است آن! آن آن را گفته! ابراهیم ادهم این را گفته! بلند شوید برویم اینطرف را بگرد، آنطرف را بگرد، وقت را تلف کن ببینیم در بین کتابها چیزی نیست؟! بابا! این بزرگان چند تا حرف خوب داشتهاند؟ حالا گیرم بر اینکه تو آمدی یک کلمه پیدا کردی، یک جمله پیدا کردی، هزار تا جمله دارند؛ جملۀ خوب، اخلاقی، صحیح، اعتقادی و مفید. تمام اینها را میگذارید کنار؟! اینها درد است ها! یعنی اینها مسئله است.
- المقدمات فى نص النصوص، ص ٢٠٣
- جهت اطلاع بیشتر به کتاب افق وحی، ص ٦٥٤ مراجعه شود.

