تبیین مقام ستاریت خداوند متعال
14من دیدم دیگر و بودم، آقا شما نگاه کنید چند دفعه حج رفتید! عجب عجب! اینها را همه یادداشت کنید و به حساب بیاورید! یکی میگفت آقا همه اینها را روی کاغذ بنویسید و در کفنت بگذار! شوخی نمیکنم ها! از بزرگان از اهل ظاهر داشت به آن یاد میداد که چقدر نماز خواندی، چقدر مجلس عزاداری داری، اینها را همه لیست کن و در کفنت بگذار که آنجا وقتی نکیر و منکر و دیگران آمدند بگویید بابا ما اینقدر عزاداری داشتیم، اینقدر لیست دارم انفاق کردیم و چه کردیم.
امیرالمؤمنین میگوید: این حرفها چیست؟ این مسائل چیست؟ تو اصلا که هستی چه هستی؟ انفاقت چیست؟ عبادتت چیست؟ تهجدت چیست؟ این مسائل چیست؟ همه را رها کن، تنها باش. چرا؟ چون مقابلت کریم است، خیالت تخت باشد راحت. طرفت کریم است، طرفت طرفی است که در کرامت و در بزرگی و در بزرگمنشی رودست ندارد و چیزی بالاتر از او نیست.
پس حالا که اینطور است دیگر نیا خودت را عرضه بدار، نیا اینطور بگو، نیا اینطور مطرح کن. هی خودت را ببر پایین؛ اگر صد هستی بیا خودت را نود کن، اگر نود هستی بیا خودت را هشتاد، هفتاد بیار، غصه نخور ضرر نمیکنید، شصت، پنجاه، چهل، سی، بیست، ده، هفت، شش، صفر.
حالا صفر که شدی دیگر خیالت جمع، در نفست وقتی صفر شدی آنموقع یک خبرهایی هست، آنموقع یک چیزها و مسائلی، آنموقع یک چیزهایی پیدا میشود و ظهور میکند. هرچه انسان بخواهد بگذارد ضرر کرده است؛ یعنی حتی اگر دو هم باشد به اندازه همان دوتا ضرر کرده است، یک هم باشد، نیم هم باشد. میخواهد ضرر نکند باید نمرۀ خودش را صفر بدهد یک صفر بزرگ بگذاریم پای پروندهمان بجای بیست ـ از این بیست و ضربدرهایی که آن زمانها دلمان را به این چیزها خوش میکردیم ـ حالا نه! حالا بیاییم دلمان را به صفر خوش کنیم. پای پروندهمان یک صفر بگذاریم و بگوییم که خدایا ما پروندهمان همین است و هیچی نیست، تو خودت میدانی.

